مادر داری
لغت نامه دهخدا
مادرداری. [ دَ ] ( حامص مرکب ) دارای مادر بودن. داشتن مادر. || نگاهداری از مادر. رجوع به ماده قبل شود.
فرهنگ فارسی
۱- دارای مادر بودن داشتن مادر. ۲- نگاهداری از مادر.
جمله سازی با مادر داری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بسته از گریه گلویت که جوابم ندهی یا شکایت ز جدا بودن مادر داری
💡 ای دختر رز، مسیح وقتی مادر داری، پدر نداری