بازی کننده

لغت نامه دهخدا

بازی کننده. [ ک ُ ن َن ْ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) لاعب. لاهی. بازیگر. بازیکن. سامد. و رجوع به بازیکن شود.

جمله سازی با بازی کننده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 امید ریاضی میزان مبلغ برد بی‌نهایت است. این به این معنی است که فرد بازی کننده باید هر مقدار پول اولیه برای ورود به بازی را بپذیرد چون این مقدار متناهی در هر صورت از بی‌نهایت کمتر است. در حالیکه که اکثر مردم حاضر به پرداخت بیش از ۲۵ دلار برای انجام بازی نیستند.

💡 در تمدن ۵ به مانند بازی‌های قبلی این مجموعه، بازی کننده در سرزمینی که نقشهٔ آن توسط خود او پیکربندی می‌شود، رهبری یکی از تمدنهای بشری را از دوران ماقبل تاریخ به دست می‌گیرد و با دیگر تمدن‌ها به رقابت می‌پردازد و در نهایت با کسب یکی از موارد پیروزی (علوم، دیپلماسی، گسترش قلمرو، توسعهٔ اقتصادی و پیروزی نظامی) توسط هرکدام از تمدن‌ها بازی به پایان می‌رسد. در این نسخه برخلاف قبلی‌ها، تقسیم‌بندی زمین به جای واحدهای مربع شکل، شش‌گوش است.

تکه یعنی چه؟
تکه یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز