جلال و جمال

در اندیشه اسلامی و به ویژه در تصوف و عرفان، واژه‌های «جلال» و «جمال» از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند و در علم کلام نیز پرکاربردند. جلال، که از ریشه «ج ل ل» گرفته شده، به معنای بزرگی، عظمت و شأن والا است و نشان‌دهنده عظمت مطلق خداوند است؛ این واژه درباره غیر خدا به کار نمی‌رود و به نوعی دارای کاربرد سلبی است، زیرا خداوند فراتر از آن است که حواس انسان بتواند او را درک کند یا احاطه یابد. جمال از سوی دیگر، به معنای زیبایی، حسن و نیکویی در خلقت خداوند و آفرینش انسان است و در مقابل زشتی قرار دارد. جمال هم بر صورت‌ها و هم بر معانی اطلاق می‌شود و نشان‌دهنده همه خوبی‌ها و زیبایی‌هاست. در قرآن کریم، واژه جلال دو بار و جمال یک بار ذکر شده است و در ترکیباتی مانند «ذوالجلال» و «ذی الجلال» آمده است. همچنین، جمال به صورت «جمیل» در آیات و روایات نیز به کار رفته است. مفسران و روایات اسلامی جلال را به بزرگی خداوند و جمال را به زیبایی و حسن او نسبت داده‌اند. در برخی احادیث، جلال خداوند با امامان معصوم مرتبط شده است و جمال به واسطه پیروی از آن‌ها مورد تقدیر قرار گرفته است. تعبیراتی مانند «دارالجلال» نشان‌دهنده بهشت خاص و جایگاه والا برای اهل بیت و امامان معصوم است. در شرح معراج پیامبر، نور جلال و عظمت خداوند نمایان شده و بر فراز عرش اقامت یافته است. بدین ترتیب، جلال و جمال دو بعد مکمل از حقیقت الهی‌اند که هم عظمت و هم زیبایی مطلق را در بر می‌گیرند.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] جلال و جمال، دو اصطلاح مهم و پرکاربرد در اندیشه اسلامی به ویژه در تصوف و عرفان و علم کلام.
جلال، از ریشه ج ل ل، در لغت به معنای بزرگی قدر و منزلت و عظمت و کبریاست. جلالت، به معنای بزرگی قدر و جلال، بر نهایت بزرگی قدر و شأن دلالت می کند و بدین معنا جلال به خداوند اختصاص دارد و درباره غیر او به کار نمی رود. همچنین گفته شده است که جلال کاربرد سلبی دارد، زیرا خدا بزرگ تر از آن است که بتوان او را با حواس ادراک کرد یا به او احاطه یافت. جمال نیز نزد اهل لغت به معنای حسن و خوبی در خلقت خداوند و خلق آدمی است. ابن فارس (ذیل «جمل ») نیز در موافقت با همین معنا از جمال، آن را مقابل و ضد قبح (زشتی ) دانسته است.به گفته طریحی نیز جمال هم بر صورتها هم بر معانی اطلاق می شود.
بحث قرآنی واژه جلال
در قرآن کریم واژه جلال دوبار و جمال یک بار به کار رفته است.در این آیات جلال در صورتهای ترکیبی «ذوالجلال » و «ذی الجلال » آمده و جمال علاوه بر آیه ۶ سوره نحل، در صورت اشتقاقی جمیل نیز به کار رفته است.
← نظر مفسران درباره معنای جلال و جمال
عبارت ذوالجلال و الاکرام در روایات و احادیث و ادعیه نیز وارد شده است.در سخنی از پیامبر اکرم صلی اللّه وعلیه وآله و سلم درباره این عبارت، جلال نام بهشتی است که بر عرش محیط است و فاصله آن با بهشتی که بندگان خدا در آن قرار دارند هفتصد سال راه است. از امام باقر علیه السلام نقل شده است که مراد از «جلال خدا» در سوره رحمن، امامان معصوم اند.براساس این روایت، خدا بندگان خود را، به واسطه پیروی از امامان معصوم، اکرام کرده است. در سخنان پیامبر اکرم به «دارالجلال » اشاره شده و در روایتی دیگر از امام باقر نیز این تعبیر آمده است. دارالجلال در تفسیر قرطبی، به نقل از ابن عباس، یکی از هفت بهشت (دارالجلال، دارالسلام، جنة عدن، جنة المأوی، جنة الخلد، جنة الفردوس و جنة النعیم ) است و در روایت امام باقر، منظور از دارالجلال اهل بیت و امامان معصوم اند. در حدیث دیگری، پیامبر اکرم نور جلال نام گرفته است که ملائکه به واسطه درود و صلوات بر او توانسته اند عرش الاهی را حمل کنند. به تعبیر مجلسی در شرح حدیث معراج پیامبر اکرم در معراج خود، پس از خرق حجابهای جسمانی و عقلانی، به عرش عظمت و جلال خداوند راه یافت و در مجلس انس و وصال اقامت گزید.

جمله سازی با جلال و جمال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ذکر قلبی مشغول ساختن دل است به یاد خدا، و تذکر قدرت و عظمت، و تنزّه و تقدّس و جلال و جمال او است.

💡 جلا و جوهر این بوالعجب گدایان بین که جلوه‌گاه جلال و جمال پادشهند

💡 علی ولی خدا مظهر جلال و جمال که هفت قلعه خیبر ز ناخنی بگشود

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز