سیاه تلو
واژه «سیاه تلو» نام درختچهای بومی و خاردار است که بیشتر در جنگلها و نواحی کوهپایهای ایران میروید و به دلیل شاخههای فراوان و خارهای تیز خود، از گذشته تاکنون برای ایجاد پرچین و محافظت از زمینهای کشاورزی نیز مورد استفاده قرار گرفته است. این گیاه معمولاً به صورت درختچهای کوچک یا درختی کوتاه رشد میکند و ارتفاع آن اغلب به دو تا سه متر میرسد. برگهای آن بیضیشکل و سبزرنگ هستند و در کنار هر برگ، خارهایی دیده میشود که یکی راست و دیگری خمیده است و همین ویژگی، ظاهر آن را از بسیاری از گیاهان دیگر متمایز میکند. گلهای سیاه تلو کوچک و زردرنگ هستند و در فصل بهار شکوفا میشوند و پس از آن میوههایی گرد و سبز مایل به زرد پدید میآید که با رسیدن، رنگی قهوهای پیدا میکنند. این درختچه در مناطق مختلف ایران با نامهای محلی گوناگونی شناخته میشود و در جنگلهای شمال، دامنههای البرز، بخشهایی از آذربایجان و برخی نواحی زاگرس به فراوانی یافت میشود. سیاه تلو علاوه بر ارزش طبیعی و زیستمحیطی، از گذشته در طب سنتی نیز شناخته شده بوده و بخشهایی از آن برای تهیه داروهای گیاهی و درمان برخی بیماریها به کار میرفته است. همچنین به سبب خارهای فراوان و استحکام شاخهها، نمادی از پایداری و مقاومت در طبیعت به شمار میآید. بنابراین، «سیاه تلو» در اصل نام یک درختچه خاردار و بومی ایران است که به دلیل ویژگیهای ظاهری، کاربردهای گوناگون و پراکندگی گسترده، جایگاه ویژهای در طبیعت و فرهنگ محلی بسیاری از مناطق کشور دارد.
لغت نامه دهخدا
سیاه تلو. [ ت َ ] ( اِ مرکب ) درختچه ای است خاردار که نام علمی آن «پالیوروس - اسپینا کریستی » میباشد. این درختچه در سراسر جنگلهای شمال در جلگه و میان بند تا ارتفاع 1000 متر از سطح دریا یافت میشود. در ارسباران و بجنورد نیز میروید. آنرا در نور و گرگان سیاه تلو و سیاه تلی مینامند. ( جنگل شناسی ج 2 صص 258 - 259 ).
سیاه تلو. [ ت َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان استرآباد بخش مرکزی شهرستان گرگان. دارای 450 تن سکنه. آب آن از رودخانه جورولی و قنات. محصول آنجا برنج، غلات، توتون و سیگار است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3 ).
فرهنگ عمید
از درختان جنگلی ایران، قره تیکان، چنگل، ککت.
فرهنگ فارسی
درختی است از تیره عناب که اغلب گونه هایش درختچه میباشند و در اکثر نقاط جنگلهای شمالی ایران در قسمت های خشک جنگل وجود دارد سیاه تلی قره تیکان ویله بور اسکلم تلی کرکت ورگان شبه صامور.
دهی است از دهستان استر آباد بخش مرکزی شهرستان گرگان
دانشنامه عمومی
سیاه تَلو از درختان بومی ایران است.
سیاه تلو را در نور و گرگان «سیاه تلی» می نامند؛ در منطقه وسیعی از گیلان، «قره تیکان»، «بورتیکان»، «چنگل» صدایش می کنند، در طوالش آنرا به نام «سیه بور» و در درفک «یله بور»، در گرگان و مازندران «اسکم تلی»، در رودبار «گربه بور» می خوانند. در زبان عربی هم صامور، الشبه نامیده می شود.
در بعضی منابع روایت شده است که تاج خارداری که پیش از به صلیب ( چلیپا ) کشیدن بر سر عیسی گذاشته بودند از گیاه سیاه تلو بوده است. نام لاتین این گیاه ( paliurus spina - christi ) از همین روایات آمده است.
درختچه یا درختی است کوچک، خاردار و خزان کننده که بلندی سیاه تلو معمولاً ۲ تا ۳ متر هم می رسد. ساقه آن خاردار و منشعب است. خارها در کناره برگها یکی به صورت راست ( قائم ) و دیگری خمیده قرار گرفته اند. برگهای سیاه تلو بیضی شکل و نوک تیز با کناره های صاف هستند. در انتهای دُمبرگ زائده ای کوچک و برگ مانند به نام گوشوارک قرار دارد.
گلها زردرنگ و در گل آذین خوشه جای دارند و در بهار؛ از اواسط فروردین تا اواخر اردیبهشت می شکفند. میوه آن کروی شکل و به رنگ سبز مایل به زرد است که در پاییز قهوه ای می شوند. درون هر میوه یک دانه وجود دارد.
بومی جنوب اروپا، شمال آفریقا و منطقه مدیترانه تا جنوب غربی آسیا، ایران، تاجیکستان و شمال چین است. در ایران از اَرَسباران و دامنه های جنگلی کوه های البرز تا گرگان و در آذربایجان و غرب کشور در کوه های زاگرس تا فارس می روید.. در بعضی نواحی نیز به عنوان زینت ویا به منظور جلوگیری از دخول چهارپایان در مزارع، در حاشیه این اماکن کاشته می شود.
از طریق بذر و قلمه تکثیر می شود.
سیاه تلو را به صورت گیاه زینتی در باغها و گاهی برای پرچین ( دیواره گیاهی ) در حاشیه کشتزارها می کارند.
این گیاه از قدیم الایام مورد شناسایی مردم بوده و از آن تحت نام های rhamnos, paliurus استفاده های درمانی بعمل می آمده است. سابقاً به عنوان قابض، مقوی، مدر، ضد نزله مصرف می شده است. ریشه و برگ این گیاه جهت رفع بیماری های نزله و اسهال به کار می رفته است. میوه گیاه به طوری که در کتب علمی و داروئی جدید منعکس است دارای اثر مدر و دفع کننده اسید اوریک خون و اوره است؛ و از آن می توان جهت کاهش کلسترول خون نیز استفاده به عمل آورد. در رفع رسوبات اداری مؤثر واقع می شود. بعلاوه مصرف آن باعث پایین آمدن فشار خون می گردد. برای کاهش قند خون و دیابت مفید دانسته شده است.
سیاه تلو (سرده). سیاه تلو ( نام علمی: Paliurus ) نام یک سرده از تیره عنابیان است.
دانشنامه آزاد فارسی
درختچه ای با نام علمی Paliurus spina-christi متعلق به تیرۀ عناب. این گیاه، درختچه ای راست، با شاخه های فراوان و خاکستری یا قرمز شوند، کرک های قهوه ای شونده و خارهای گوشواره ای و سرعصائی، برگ های تخم مرغی مورب نوکدار، گل های سبزشونده ـ زرد و میوه هایی با بال موّاج می باشد. این درختچه در نواحی شمال شرق، شمال، شمال غرب و تهران می روید. در زبان های اروپایی این گیاه همان خار مسیح می باشد.
جمله سازی با سیاه تلو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مهمترین گونههای گیاهی شامل بلوط، بلند مازو، ممرز، انجیلی، افرا، نمدار، خرمندی (از خانوادهٔ آبنوس)، زبان گنجشک، پلت، شیردار، کرکو، آزاد، آوری، توسکا، شیردار، بارانک، انجیر، توت، ملچ، داغداغان، ازگیل، ولیک، زالزالک، سیاه تلو، گوجه وحشی، شیر خشت، گردو، تمشک، انار وحشی، گلابی وحشی، زرشک، تاغ، گز، پرند، کاروانکش، کلاه میرحسن، گون، چوبک، درمنه، خار شتر و ارس میشود.
💡 درختانی همچون راش، پیرو، سرو کوهی، ممرز، مازو، بلند مازو، آزاد، سرخدار، نمدار، آلوچه جنگلی، بید، هفت کول، سیاه تلو، ارس، زرشک، و بوتهها و گلهایی چون گاوزبان، درمنه، کلاه میرحسن، مریم گلی، سریش، فستوک، شکرتیغال، قاصدک، اسپرس بوتهای، چوبک و انواع نسترن از مهمترین گیاهانی هستند که در این منطقه میتوان مشاهده کرد.