بالیغ
مترادفها
بالغ، رسیده، کامل
متضادها
کودک، صغیر، نابالغ
لغت نامه دهخدا
بالیغ. ( اِ ) بالغ. ظاهراً در ترکی مغولی بمعنی آبادی و شهر است. مرحوم اقبال در تاریخ مغول گوید: پس از آنکه مغول بامیان را زیرو رو کردند آنرا از آن تاریخ ببعد «ماوبالیغ» یعنی آبادی بد نامیدند. ( تاریخ مغول ص 58 ). و خان بالیغ ( شهرخان ) نام پکن است. و رجوع به بالغ و خان بالغ شود.
فرهنگ فارسی
بترکی بمعنی آبادی و شهر است
جمله سازی با بالیغ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جزئیات از دست رفتن خان بالیغ در بسیاری از کتابهای تواریخ مغولی مانند