گوش خر. [ خ َ ] ( اِ مرکب ) میلکی باشد که بدان گوش را بخارند. ( جهانگیری ).رجوع به گوش خارک و گوش خرک شود. || نام جانوری است که در گوش درآید و مردم را بی آرام سازد و گاه باشد که بکشد، و آن راگوش خرک و هزارپا نیز گویند. ( جهانگیری چ هند ). اما ظاهراً در این معنی مصحف گوش خز باشد. رجوع به گوش خز و گوش خزک و گوش خزه شود.
گوش خر. [ خ َ ] ( اِ مرکب ) گیاهی که نام علمی آن اگاوی آمریکانا است و به عربی آن را صباره و الصبرالامریکی و به فارسی صباره آمریکایی و گوش خر گویند. ( واژه نامه گیاهی تألیف اسماعیل زاهدی ص 12 ).
گوش خر. [ ش ِ خ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) اذن حمار. آلت شنوائی خر:
تو فضول از میانه بیرون بر
گوش خر درخور است با سرخر.سنایی.گوش خر بفروش و دیگر گوش خر
کاین سخن را درنیابد گوش ِ خر.مولوی. || ( اِ مرکب )کنایه از چیزی که هیچ به کار نیاید. ( غیاث ). بی مصرف. به کارنیامدنی. ( یادداشت مؤلف ). و شاید به معنی استاعلم و علم باشد و محتمل است که به معنی بغلک باشد. ( مؤلف ):
درزیی صدره مسیح برید
علمش برد و گفت گوش خر است.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 67 ). || مجازاً، شرم مرد. ( یادداشت مؤلف ). آلت مرد:
چو سوزنی پس وی گوش خر زدن گیرد
به خواب خرگوش اندر زند به عادت و خو.سوزنی.
( اسم ) ۱ - گیاهی است از تیر. نرگسیها با برگهای بسیار ضخیم دارای دندانه های خاردار و ساق. زیرین ستبر. رشته های سلولز های برگهای این گیاه در نساجی مورد استفاده است صباره الصبر الامر یکی صبر آمریکایی صبر آمریکایی آگاو آقاو برگ خنجری آجاو آمریکا صبر آغاجی. ۲ - سنفیتون.
گوشِ خَر (comfrey)
گوشِ خَر
گروهی از گیاهان خانواده گاوزبانان، جنس Symphytum. برگ هایی خشن و کر ک دار، و گل هایی زنگوله مانند و به رنگ آبی، صورتی، ارغوانی یا سفید دارند. این گیاهان در آسیای غربی و اروپا یافت می شوند. گونه اروپایی این گیاهان S. officinale روزگاری برای ساخت ضماد، برای درمان زخم و ناراحتی های گوناگون، مصرف می شد. امروزه گاهی از آن برای تهیۀ مرهم رفع التهاب های پوستی استفاده می کنند. درازای این گیاه به۱.۲ متر می رسد. ساقۀ آن کرک دار و برگ هایش درازند و گل هایش به صورت خوشه های آویزان دیده می شوند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جمال عالم آرایش اگر پنهان شد از چشمم جدیثش رازجان گوش و زبانی کرده ام پیدا
💡 30 - انواع روزيهاى پاكيزه به مفهوم وسيعش (و رزقكم من الطيبات ) 31 - نعمت گوش (وجعل لكم السمع ).
💡 مقاله یکم: در وصیتها که طبیب را در علاج گوش بدان وسیله باید داشت.
💡 حدیث درد دل ما به گوش کس مرساد که خواب میبرد از دیدهها فسانهٔ عشق
💡 من همان لحظه که بر طلعتش افکندم چشم گفتم این فتنه ندارد دل مسکینان گوش
💡 روی سائل چشم او را خوشتر از دیدار دوست بانگ زائر گوش او را خوشتر از آواز زیر