لغت نامه دهخدا
خزک. [ خ َ زَ ] ( ع مص ) ستیهیدن. ( از تاج العروس )( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
خزک. [ خ َ زَ ] ( اِ مصغر ) خزنده کوچک.
- گوش خزک؛ جانوری است کوچک که معروف است چون به گوش رود موجب کری میشود.
خزک. [ خ َ زَ ] ( ع مص ) ستیهیدن. ( از تاج العروس )( از لسان العرب ) ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
خزک. [ خ َ زَ ] ( اِ مصغر ) خزنده کوچک.
- گوش خزک؛ جانوری است کوچک که معروف است چون به گوش رود موجب کری میشود.
خزنده کوچک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «خرما، موز، مرکبات، انبه، پاپایا، گوآوا، چیکو، پسته و انگور یاقوتی» از جمله میوههای گرمسیری و نیمه گرمسیری سیستان و بلوچستان است. گونههای جانوران اهلی شاخص استان، گاو سیستانی، گاو دشتیاری، مرغ خزک، مرغ دشتیاری، گوسفند و شتر، بز تالی و بی تال، گاومیش هستند.