چشم زخم زدن
مترادفها
چشمزخم کردن، حسادت کردن
لغت نامه دهخدا
چشم زخم زدن. [ چ َ / چ ِ زَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) چشم زدن کسی یا چیزی را. آسیب چشم بد رسانیدن به کسی یا چیزی. بچشم کردن ( در اصطلاح اهالی سبزوار و فیض آباد محولات ). رجوع به چشزخ و چشمزخ و چشم زخم و چشم زدن شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) چشم زخم رسانیدن.
جمله سازی با چشم زخم زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گرم برخور با هواداران که حسن شمع را نیل چشم زخم از خاکستر پروانه است
💡 ز چشم زخم بدین حیله کی رهی غالب دگر مگو که چو من در جهان هزارانند
💡 ز تشویش دو عالم چشم زخم آزاد میباشد ته یک پیرهن از پیکر عریان خود بودن
💡 تا جدا کرده نظرهای رقیبان از یار چشم زخمی است که افتاده به رویم ناصور
💡 وگر بخواهد از بهر چشم زخم اکنون دو دیده چو شبه بر بندمش به گردن بر