در میان قوم بنیاسرائیل، که حضرت موسی علیهالسلام پیامبر آنان بود، همواره گروهی از افراد نیکوکار و محسن وجود داشتند. قرآن کریم در آیاتی یادآور میشود که خداوند به آنان فرمان داد وارد شهر مقدّس شوند و احسان و نیکی را پیشه کنند و وعده افزودن نیکی برای نیکوکاران را داد. با این حال، برخی از آنان گفتار الهی را تغییر دادند و از فرمان حق روی گردان شدند. در آیات دیگر نیز آمده است که به موسی علیهالسلام کتابی عطا شد تا برای کسانی که نیکی کردند، پاداشی تمام و کامل باشد؛ این تأکید، نشانگر ارزش والا و تأثیر عمیق احسان در میان بنیاسرائیل است.
بازگشت احسان در دیدگاه قرآن، امری متقابل و درونی معرفی میشود؛ خداوند در کتاب خود به بنیاسرائیل اعلام داشت که اگر نیکی کنید، نیکی شما به سود خودتان بازمیگردد، و اگر بدی کنید، زیان آن نیز متوجه خود شما خواهد بود. این اصل اساسی، بیانگر پیوند میان عمل و نتیجه در نظام الهی است؛ نیکی نه تنها سود رساندن به دیگران، بلکه زمینهساز رشد معنوی و رفاه درونی برای خود انسان نیز هست. آموزه قرآن در اینباره، تأکیدی است بر عدالت خداوند و قانون پاداش و کیفر در رفتار انسانی.
خداوند از بنیاسرائیل پیمانی گرفت که بر اساس آن تنها او را عبادت کنند و در کنار این عبادت، نسبت به والدین، خویشاوندان، یتیمان و مستمندان احسان ورزند و با مردم گفتار نیکو داشته باشند، نماز را برپا دارند و زکات دهند. با این همه، بیشتر آنان از این پیمان الهی روی گردان شدند و جز اندکی، وفادار نماندند. این واقعه در قرآن یادآور میشود تا انسانها در هر زمان با تأمل در سرگذشت بنیاسرائیل، اهمیت پایبندی به احسان، رعایت حقوق دیگران و استمرار در ایمان را دریابند و راه نیکوکاری و بندگی خالص را در زندگی خویش ادامه دهند.