غبور
مترادفها
گرد و غبار، کدر بودن، تیرگی
لغت نامه دهخدا
غبور. [ غ ُ ] ( ع مص ) درنگ کردن و باقی ماندن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). باقی ماندن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ) ( ترجمان علامه جرجانی ). || بگذشتن. ( ترجمان علامه جرجانی ) ( اقرب الموارد ). ماضی شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). ذهاب. رفتن. از اضداد است. ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
درنگ کردن و باقی ماندن باقی ماندن
جمله سازی با غبور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گروه غبور (انگلیسی: Ghabbour Group) شرکت خودروسازی مصری است، که در سال ۱۹۶۰ توسط کمال صادق غبور تأسیس شد. این شرکت هماکنون در زمینه مونتاژ و تولید انواع خودرو (مزدا، میتسوبیشی فوسو و هیوندای موتور)، اتوبوس و کامیون (ساویم، ولوو تراکس و رنو تراکس) و موتورسیکلت (باجاج آتو) فعالیت میکند و محصولات خود را به کشورهای مختلف خاورمیانه عرضه مینماید.
💡 سحر فوزی - ریاض نحاس - فیلدا سمور - نسیمة ظاهر - ریم علی - نظلی رواس - عتاب نعیم - سوسن أبو الخیر - وسیم غانم - مازن لطفی - أکرم التلاوی - نهاد عاصی - فاضل وفائی - زینة ظروف - نذیر دقاق - نور الدین داغستانی - فاطمة أبو عقل - عبد السلام غبور - أمیل حنا - هیثم عساف - علاء الحایک - دحام السطام - ریبال صابونی - محمود صوان.