حِلْفُ الْفُضول، پیمانی بود که در دوران جاهلیت توسط شماری از قبایل قریش در شهر مکه منعقد گردید و هدف از آن، حمایت از افراد ستمدیده و دفاع از حقوق مظلومان اعلام شد. انعقاد این پیمان به دلیل رفتارهای ناعادلانهای بود که گاه از سوی برخی از قبایل قریش نسبت به غریبان و کسانی که در مکه دارای خاندان و قبیلهای نبودند، صورت میگرفت. بهعنوان نمونه، مردی از منطقهٔ زَبیدِ یمن برای دادوستد کالای خود به مکه آمد. عاص بن وائل سَهْمی، که پدر عمروبن عاص بود، جنس او را خریداری کرد، اما در پرداخت بهای آن تأخیر روا داشت و او را به ستوه آورد. آن مرد یمنی برای گرفتن حق خویش به سران قریش پناهنده شد و از آنان یاری خواست، ولی کسی به فریادش نرسید. ازاینرو، وی بر فراز کوه ابو قُبَیْس که در نزدیکی مسجدالحرام قرار داشت، یا در کنار حِجر، ایستاد و با صدایی بلند اشعاری را خواند و قریشیان را به دادرسی فراخواند.
نخستین کسی که به این دادخواهی پاسخ گفت و مردم را به تشکیل چنین پیمانی دعوت کرد، زبیر بن عبدالمطلب، عموی پیامبر اسلام و از بزرگان و اشراف قریش بود. پس از دعوت وی، شماری از طوایف قریش در دارالنَّدوه که محل تصمیمگیریهای مهم بود، گرد هم آمدند و همپیمان شدند تا حق هر ستمدیدهای را از ستمگر بازستانند. این حرکت با کوشش زبیر بن عبدالمطلب به خانهٔ عبدالله بن جُدعان تَیْمی، که خود از اشراف قریش محسوب میشد، انتقال یافت و اجتماع اصلی در آن مکان شکل گرفت.
در آن گردهمایی، حاضران برای تأکید بر پایداری و استواری پیمان خود، دست در آب زمزم فرو بردند و بنا بر روایتی، دستان خود را بر خاک نیز کشیدند. این پیمان که به حلف الفضول شهرت یافت، از نظر اخلاقی و انسانی در تاریخ حجاز جایگاه ویژهای یافت و بعدها پیامبر اسلام نیز از آن با تأیید و احترام یاد کرد و فرمودند که اگر در دورهٔ پس از بعثت نیز به چنین پیمانی دعوت شوند، آن را اجابت خواهند کرد. این رویداد نشاندهندهٔ وجود روحیهٔ عدالتخواهی و همبستگی در میان بخشی از جامعهٔ قریش، حتی در دوران پیش از اسلام، بهشمار میرود.