خرد شدن

لغت نامه دهخدا

خرد شدن. [ خ ُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) ریزه ریزه شدن. بپاره های کوچک شکستن. ( یادداشت بخط مؤلف ). شکستن بقطعات خرد. صِغَر. ( دهار ). انفراک. ( یادداشت بخط مؤلف ):
سؤال منکر را پاسخ آنچنان دادم
که خرد شد ز دبوسش ز پای تاتارم.سوزنی.سپاهی از حبش کافور می برد
شد اندر نیمه ره کافوردان خرد.نظامی.

فرهنگ فارسی

ریزه ریزه شدن بپاره های کوچک شکستن.

جمله سازی با خرد شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تیر با تقویت بالاتر از حد متعادل در منطقه کششی، تیری است که در آن ظرفیت کششی فولاد کششی بزرگتر از ظرفیت فشاری مجموعه بتن و فولاد فشاری ناحیه فشاری است. در نتیجه شکست یک " تیر با تقویت بالاتر از حد متعادل " همزمان با خرد شدن و شکست بتن ناحیه فشاری و قبل از جاری شدن فولاد در منطقه کششی به وقوع می‌پیوندد و در نتیجه هشداری قبل از شکست نهایی وجود ندارد و به یکباره اتفاق می‌افتد

💡 در زمین‌شناسی سنگی که به‌طور عمده از قطعاتی ساخته شده که حاصل شکستن و خرد شدن سنگ‌های قدیمی تر هستند یا بوسیله عمل ارگانیسم‌های زنده مانند ریشه‌های گیاهان یا کرم‌های خاکی تولید شدند، سنگ زیست‌آواری گفته می‌شود. سنگ زیست‌آواری سنگ رسوبی است که از بقایای خرد شده یا شکسته ارگانیسم‌ها تشکیل شده‌است، مانند سنگ آهکی که از قطعات صدف‌ها به‌وجود آمده‌است.

💡 تیر با تقویت حد متعادل در منطقه کششی، تیری است که در آن (ظرفیت کششی فولاد کششی برابر ظرفیت فشاری مجموعه بتن و فولاد فشاری ناحیه فشاری است. در نتیجه) هر دومنطقه فشاری و کششی همزمان به حد شکست و جاری شدن رسیده و همزمان با خرد شدن و شکست بتن ناحیه فشاری، فولاد در منطقه کششی به حد جاری شدن می‌رسد.

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز