لغت نامه دهخدا
تافیل. ( اِخ ) پدر شهریاربن تافیل والی عمان و معاصر قاوردبن جعفربیک ( 442 هَ. ق. ) است. رجوع به تاریخ افضل چ مهدی بیانی ص 9 شود.
تأفیل. [ ت َءْ ] ( ع مص ) افزون کردن چیزی را. ( از قطر المحیط ) ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).
تافیل. ( اِخ ) پدر شهریاربن تافیل والی عمان و معاصر قاوردبن جعفربیک ( 442 هَ. ق. ) است. رجوع به تاریخ افضل چ مهدی بیانی ص 9 شود.
تأفیل. [ ت َءْ ] ( ع مص ) افزون کردن چیزی را. ( از قطر المحیط ) ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساکنان تافیلات نوادگان قبیله عرب بنی هلال بودهاند و تافیلالت در زبان بربری به معنای «سرزمین هلالیان» است.
💡 تافیلالت یا تافیلات یکی از مهمترین واحه ها در صحرای مراکش میباشد. این واحه هم چنین یکی از پهناورترین واحههای زمین بوده که در امتداد رودخانه زیز جا گرفتهاست.