گچ کار
مترادفها
سفیدکار، گچپرداز
لغت نامه دهخدا
گچکار. [ گ َ ] ( ص مرکب )آنکه شغلش گچکاری باشد. کسی که دیوارها و سقف را گچ اندود کند. || آنچه که گچکاری شود. آنچه به گچ اندود باشد: مصهرج؛ حوض گچکار. بیت صیهوج؛ خانه ٔگچکار تابان. حوض مجیر؛ حوض گچکار. ( منتهی الارب ).
فرهنگ عمید
استاد بنّا که کارش گچ بری یا گچ مالی به دیوار است، گچ گر.
فرهنگ فارسی
۱ - ( صفت ) کسی که دیوار ها و سقفها را گچ اندود کند. توضیح بنابر دو قسم است: سفت کار و گچ کار. سفت کار کسی است که بیشتر کارش چیدن مجردی و آجرچینی و شفته ریزی و بر آوردن دیوار و پوشانیدن سقف و نظایر آنست در صورتیکه کار گچکار بیشتر نازک کاری و کارهای ظریف و کم زور است از قبیل سفید کاری و نظایر آن. گاهی گچ کاران فقط سفید کاری میکنند: بگچ کاریش هر که پرداخته گچ از نقر. صبحدم ساخته. ( طغرا ) ۲ - آنچه که بگچ اندوده شده آنچه که گچ کاری شده: مصهرج حوض گچ کار.
جمله سازی با گچ کار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نخواهم کاو بیازارد دگر بار که پس با او به جان باشد مرا کار
💡 چو از بیشه آتش برآرد دمار کند بیشتر در نی خشک، کار
💡 نه دل ز یار شکیبد نه می بسازد یار به غم فرو نشوم گر به سر برآید کار
💡 چون عاقبت کار اجل خواهد بود آزار دل هیچ مسلمان مطلب
💡 رخت آراسته است کار جهان راستی را رخت جهان آراست