پس پشت افکندن

لغت نامه دهخدا

پس پشت افکندن. [ پ َ س ِ پ ُ اَ ک َ دَ ] ( مص مرکب )فراموش کردن. اِظهار. اظّهار. تظهیر. || ترک گفتن. مهمل گذاردن. اهمال کردن. از دست نهادن.

فرهنگ فارسی

فراموش کردن اظهار

جمله سازی با پس پشت افکندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 3. وراء اگر به معناى پشت باشد، جمع بين كلمه وراء و عنوان ظَهْر براى تحقير تام است؛ يعنى پس پشت.

💡 دو دست از پس پشت بستش چو سنگ گره زد به گردن برش پالهنگ

💡 پس پشت سر هم حمله آوريد و از فرار شرم كنيد كه موجب سرافكندگى و عار در نسلهاىبعد و نيز سبب آتش در روز حساب است.

💡 بدان تا پس پشت او زین گروه در و دشت گردد به کردار کوه

💡 چو بر لشکر ترک بر حمله برد پس پشت او در نماند ایچ گُرد

تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز