لغت نامه دهخدا
واقعه رسیده. [ ق ِ ع َ / ع ِ رَ / رِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مصیبت دیده. مصیبت رسیده:
یاری دو سه داشت دل رمیده
چون او همه واقعه رسیده.نظامی.
واقعه رسیده. [ ق ِ ع َ / ع ِ رَ / رِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مصیبت دیده. مصیبت رسیده:
یاری دو سه داشت دل رمیده
چون او همه واقعه رسیده.نظامی.
( ~. رِ دِ ) [ ع - فا. ] (ص مف. ) دچار حادثة بَد شده، مصیبت دیده.
بلارسیده، مصیبت دیده.
(صفت ) مصیبت دیده بلا رسیده: (( یاری دوسه داشت دل رمیده چوناوهمه واقعه رسیده. ) ) (نظامی )
دچار حادثة بَد شده، مصیبت دیده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در پژوهشهای بعدی که روی دیانای قطعات استخوانهای اعضای خانواده نیکلای دوم، انجام شد، ثابت شد که همه اعضای خانواده نیکلای دوم در ۱۷ ژوئیه ۱۹۱۸ به قتل رسیدهاند. در جریان این واقعه، که در نخستین ساعات بامداد ۱۷ ژوئیه ۱۹۱۸ رخ دادهاست، نیکلای دوم و همسرش و هر پنج فرزندشان به همراه پزشک خانوادگیشان و سه خدمتکار ایشان در زیرزمین خانهای در شهر یکاترینبورگ با شلیک گلوله و سرنیزه به قتل رسیدهاند.
💡 در سال ۶۲۴ میلادی، طالب به همراهی سپاه مکه پرداخت تا یک کاروان تجاری که مورد تهدید مسلمانان بود را نجات دهند. در این هنگام، پیغامی از طرف ابوسفیان دریافت شد مبنی بر اینکه کاروان به سلامت به مقصد رسیدهاست و لذا نیازی به ادامه سفر سپاه نیست. با این وجود، برخی از اهل قریش قصد ادامه سفر خود تا بدر را کردند. امّا به طالب چنین گفتند: «ای پسر هاشم، اگرچه تو در این سفر ما را همراهی کردی، ولی میدانیم که قلب تو با محمد است». پس از این بحث، طالب از همراهی آنها منصرف شد. گفته شدهاست که او پس از این واقعه، شعر زیر را سرودهاست: