لغت نامه دهخدا
نعلین گر. [ ن َ ل َ / ل ِ گ َ ] ( ص مرکب )آنکه نعلین سازد. حذاء. خَصّاف. ( یادداشت مؤلف ).
نعلین گر. [ ن َ ل َ / ل ِ گ َ ] ( ص مرکب )آنکه نعلین سازد. حذاء. خَصّاف. ( یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سوستان سفلی، روستایی در دهستان گورک نعلین بخش مرکزی شهرستان میرآباد در استان آذربایجان غربی ایران است.
💡 ز پایت تا جدا افتاد نعلین به خاک ره ز پا افتاده نعلین
💡 بط چینی که به باد است درو چون پیاد است که با نعلین است
💡 کفشی از چرم و به شکل نعلین که اغلب مورداستفاده روحانیون قرار میگرفت.
💡 داربران، روستایی در دهستان گورک نعلین بخش مرکزی شهرستان میرآباد در استان آذربایجان غربی ایران است.
💡 ای رهروان عشق چو پرگار دورها گردیده در پی تو به نعلین آهنی