لجاج کردن
مترادفها
لجاجت کردن، عناد کردن، اصرار ورزیدن
متضادها
سازگاری، انعطافپذیری
لغت نامه دهخدا
لجاج کردن. [ ل َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) لج. لجاج. ستیزه کردن. ستهیدن. لجاجت کردن. رجوع به لج و لجاج شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ستیزه کردن ستهیدن خیره سری کردن: چون قابیل لجاج کرد گفت: بشوید و قربان کنید...
جمله سازی با لجاج کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خط فریشتگان را همی بخواهی خواند چنین به بیادبی کردن و لجاج و مری
💡 لجاج کردن در برابر نظرات منطقی دیگران، فقط باعث میشود که فرد در مسیر اشتباه خود باقی بماند و فرصت رشد را از دست بدهد.
💡 او همیشه در بحثهای خانوادگی به لجاج کردن عادت دارد و به هیچ وجه حاضر نیست اشتباهات خود را بپذیرد یا اصلاح کند.
💡 اگر در مدیریت یک تیم، مدیر به جای همکاری با کارمندان، مدام به لجاج کردن و خودرایی ادامه دهد، باعث شکست پروژه میشود.