تپ گرفته

لغت نامه دهخدا

تپ گرفته. [ ت َ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) محموم. ( اشتینگاس ). تب گرفته. که به بیماری تب مبتلی باشد. رجوع به تب و دیگر ترکیب های آن شود.

فرهنگ فارسی

محموم ٠ تب گرفته ٠ که بیماری تب مبتلی باشد ٠

جمله سازی با تپ گرفته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در پیرامون افراتخته منطقه شکار ممنوع قرار گرفته‌است که زیستگاه گونه‌های جانوری منحصربه‌فرد است.

💡 پندگیرید ای سیاهیتان گرفته جای پند        عذر خواهید ای سپیدیتان دمیده بر عذار

💡 و در تفسير قمى در ذيل آيه شريفه (الذى خلق سبع سموات طباقا) آمده كه يعنى روىهم قرار گرفته اند.

💡 دلم ز شادی عالم گرفته است ولی غمی که از تو رسیده است شادمان شده‌ام

💡 گرفته اشک مرا دیده تا به دامان رقص چنین‌ که داد ندانم به یاد مستان رقص

روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز