بی کیار

لغت نامه دهخدا

بی کیار. [ کیا / ک ُ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) بجلدی. بچالاکی. بی کاهلی. ( یادداشت مؤلف ). با زرنگی. تند:
مرد مزدور اندر آغازید کار
پیش او دستان همی زدبی کیار.رودکی.بدو گفت بهرام شو پایکار
بیاور که سرگین کشد بی کیار.فردوسی.بر مهتر زرق شد بی کیار
که برسم یکی زو کند خواستار.فردوسی.بخان براهام شو بی کیار
نگر تا چه یابی نهاده بیار.فردوسی.رجوع به کیار شود.

فرهنگ عمید

تند، سریع، بی درنگ: مرد مزدور اندرآغازید کار / پیش او دستان همی زد بی کیار (رودکی: ۵۳۶ ).

فرهنگ فارسی

بجلدی. بچالاکی. بی کاهلی. با زرنگی. تند.

جمله سازی با بی کیار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تپه سلم، در شهرستان کیار و روستای سلم واقع شده است. این اثر در تاریخ ۲۴ فروردین ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۲۳۵ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 شهرستان کیار یکی از شهرستان‌های استان چهارمحال و بختیاری است. مرکز این شهرستان، شهر شَلمزار است. شهرهای مهم این شهرستان شهر گَهرو، ناغان و دستنا هستند.

💡 ناغان در سال ۱۳۰۵ به شهرستان بروجن انتقال یافت و در سال ۱۳۷۳ به شهر تبدیل شد و نهایتا در سال ۱۳۸۷ از لحاظ تقسیمات سیاسی از شهرستان اردل جدا و یکی از بخش‌های شهرستان کیار شد.

💡 حوزهٔ انتخاباتی اردل، فارسان، کوهرنگ و کیار، یکی از حوزه‌های استان چهارمحال و بختیاری برای انتخابات مجلس شورای اسلامی است. این حوزه به مرکزیت اردل، ۱ نماینده دارد.

خونکار یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز