لغت نامه دهخدا
بی شرافتی. [ ش َ ف َ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی بی شرافت.
بی شرافتی. [ ش َ ف َ ] ( حامص مرکب ) حالت و چگونگی بی شرافت.
حالت و چگونگی بی شرافت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سعید آقاخانی، حمیدرضا آذرنگ، امیر سهیلی، هومن حاجی عبداللهی، سیروس میمنت، مجید یاسر، بیژن بنفشهخواه، کاظم نوربخش، نسرین مرادی، هدیه بازوند، سید علی صالحی، پاشا جمالی، ندا قاسمی، ماشاالله وروایی، صهبا شرافتی، حسن تولیده، آتنا مهیاری، علی اخوان، افشین ملکی، وریا امینی، رضا رشیدی، سید حسین موسوی، سیروس سپهری، عاطفه باقری، غریبه حسن پور، ساناز سماواتی، رضا خدادادبیگی
💡 کاتوزیان، حقوق را رسوب تاریخی اخلاق و جوهر حقوق را عدالت میدانست. او بر این باور بود که «قانون بدون رعایت عدالت هیچ شرافتی ندارد و عدالت والاترین ارزشهاست». حقوقدان را بنده و مطیع قانونگذار نمیدانست و تأکید میکرد که «در پیشگاه عدالت زانو میزنیم، نه دربرابر قدرت».
💡 به صورت تاریخی معمولاً مسیحیان دید منفی نسبت به کتاب استر داشتهاند. بعضی مسیحیان آن را «تاریخی از روح قومی یهود» و حتی «تلاشی خونخواهانه برای غرور نژادی یهودی» دانستهاند. بعضی دیگر نوشتهاند «در تمامی کتاب استر هیچ شخصیت با شرافتی یافت نمیشود». کتاب استر بیشترین انتقادهای یهودستیزانه را در طول تاریخ متوجه خود کرده است.
💡 گردانندگان «انجمن آمریکایی سردبیران روزنامهها» هم به موازات کوششهای «والتر لیپمن» برای پشتیبانی از «روزنامهنگاری عینی» در سال ۱۹۲۳ به تدوین اصول اخلاقی و شرافتی حرفه روزنامهنگاری، دست زدند. به موجب این اصول، حقیقتجویی و صحتگرایی و استقلال و بیطرفی و همچنین احترام به حیثیت فردی و نیز احساس مسئولیت دربرابر مصالح عمومی، از مهمترین مبانی حرفه ای روزنامهنگاری شناخته شدند.