لغت نامه دهخدا
ام رابع. [ اُم ْ م ِ ب ِ ] ( ع اِ مرکب ) رجوع به ام ثلاث شود.
ام رابع. [ اُم ْ م ِ ب ِ ] ( ع اِ مرکب ) رجوع به ام ثلاث شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاه رابع پادشاه بحر و بر طهماسب شاه آن که آمد با زمانش توامان امن و مان
💡 چرخ رابع زان همی گویند مر صدر تو را کاندر او بیند همی چشم جهان بین آفتاب
💡 سه تن را ور بود رابع خطا نیست چو او اندر شما ر ماسوا نیست
💡 اختیارست از جهان اقلیم رابع خلق را در خط فرمان توست آنچ اختیارست از جهان
💡 در نمط رابع اشارت جناب ابن سينا رحمة الله عليه برهان صديقين مطرح و درفصل بيست و هشتم آن گويد: تنبيه:
💡 کتاب «الامام علی بن ابی طالب رابع الخلفا الراشیدین»، تألیف محمدرضا مصری.