اسحاق بن عمار صیرفى

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] از اصحاب حضرت امام صادق علیه السلام و موسی بن جعفر علیه السلام است. علماء رجال در حق او گفته اند که او شیخ اصحاب ما است و ثقه است، او و برادران او یونس و یوسف و قیس و اسماعیل بیت بزرگی از شیعه می باشند، پسران برادرش علی و بشیر پسران اسماعیل از وجوه اهل حدیث می باشند و روایت است که حضرت صادق علیه السلام هرگاه اسحاق و اسماعیل پسران عمار را می دید می فرمود: «وقَدْ یَجْمَعُهُما لاَقْوامٍ؛ حق تعالی گاهی دنیا و آخرت را برای بعضی جمع می فرماید».
و روایت است از عمار بن حیان که گفت: خبر دادم به حضرت صادق علیه السلام از بر و نیکی کردن اسماعیل پسرم به من، فرمود: من او را دوست می داشتم و الحال زیاد شد محبت من به او. و بالجمله؛ علما، اسحاق بن عمار را فطحی می دانستند به جهت تصریح شیخ در (فهرست) و از این جهت حدیث را از جهت او موثق می شمردند تا نوبت به شیخ بهائی رسید، ایشان اسحاق بن عمار را دو نفر گرفتند یکی را امامی گفتند و اسحاق بن عمار بن موسی را فطحی گرفتند ولهذا در سند باید رجوع به تمیز کنند تا معلوم شود که کدام یک می باشند، و عمل علما بر همین بود تا زمان علامه طباطبائی بحرالعلوم رحمه الله، این بزرگوار قرائنی بدست آورد که اسحاق به عمار یک نفر بیشتر نیست و آن هم ثقه و امامی مذهب است، و شیخ ما علامه محدث نوری رضی الله عنه نیز همین را اختیار کرده در خاتمه (مستدرک الوسائل).
حاج شیخ عباس قمی, منتهی الآمال، قسمت دوم، باب نهم: در تاریخ حضرت صادق علیه السلام

جمله سازی با اسحاق بن عمار صیرفى

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 21- نعيم بن حماد از محديثين مورد وثوقاهل سنت است. وى در زمان خلافت ابى اسحاق بن هارون، به خاطر اين كه پاسخ دلخواهدستگاه خلافت را در رابطه با قرآن نداد، بازداشت شد و درسال 228 ه‍ ق در زندان درگذشت. ر. ك: ((الملاحم الفتن ))، سيد بن طاووس / 18 -19.

💡 كلينى به اسنادش از اسحاق بن عمار نقل مى كند: (123)از امام صادق (ع )شنيدم كهفرمود: رسول خدا (ص )در مسجد، نماز صبح را با مردم خواند. جوانى را ديد كه كمخوابى از چهره و حركاتش پديدار بود. رنگش ‍ به زردى گراييده و چشمش نحيف گشته وچشمانش در گودى فرو رفته بود. پيامبر (صلى الله عليه وآله ) بدو فرمود: اىفلان ! شست را چگونه سپرى كرده اى ؟جوان گفت: درحال يقين.

💡 ابن بابويه رحمه الله از اسحاق بن ابراهيم طوسى روايت كرده است كه در سن نود و هفتسالگى در خانه يحيى بن منصور نقل كرد كه: من پادشاهى را در هند ديدم كه او راسربابك (931) مى گفتند در شهرى كه آن را صوح (932) مىگفتند، پس از او پرسيدم: چند سال از عمر تو گذشته است ؟

💡 و در كافى به سند خود از اسحاق بن جرير روايت كرده كه گفت. زنى از من درخواستكرد كه او را نزد امام صادق (عليه السلام ) ببرم، من از آن جناب برايش اجازه خواستم،اجازه داد و زن وارد شد، در حالى كه كنيز آزاد شده اش نيز با او بود، پرسيد يا اباعبدالله اينكه خداى تعالى فرموده: (زيتونة لا شرقية و لا غربية ) منظورش چيست ؟فرمود: اى زن ! خداى تعالى اين مثل را براى درخت نزده بلكه براى بنى آدم زده.

سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز