لغت نامه دهخدا
اخشام. [ اِ ] ( ع مص ) اخشام لحم؛ بوی گرفتن گوشت.
اخشام. [ اَ ] ( اِخ ) طائفه ای اند صحرانشین. || ( اِ ) کنایت از حوائج دیگ است چنانچه زیره و فلفل و میخک و هرچه مانند این باشد. کذا فی العلمی. ( مؤید الفضلاء ).
اخشام. [ اِ ] ( ع مص ) اخشام لحم؛ بوی گرفتن گوشت.
اخشام. [ اَ ] ( اِخ ) طائفه ای اند صحرانشین. || ( اِ ) کنایت از حوائج دیگ است چنانچه زیره و فلفل و میخک و هرچه مانند این باشد. کذا فی العلمی. ( مؤید الفضلاء ).
طایفه ای هستند صحرانشین
اسم: آخشام (پسر) (ترکی) (تلفظ: akhsham) (فارسی: آخشام) (انگلیسی: akhsham)
معنی: غروب
اخشام ( به لاتین: Əxşam ) یک منطقه مسکونی در جمهوری آذربایجان است که در شهرستان یولاخ واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روستای قورتولمش در حفظ آداب و مناسک و رویدادهای فرهنگی و دینی نسبت به سایر روستاهای همجوار دقت بیشتری دارد، مراسم خضر نبی، حلوای عید فطر، قوشاخ سالاماسی، چهارشنبه سوری، بایرام آخشامی و همچنین مراسمات عزاداری عاشورا و تشت گذاری و... در این روستا همه ساله با شکوه و جلوه خاص خود انجام می گیرد.