فرهنگستان زبان و ادب
{dormitory} [گردشگری و جهانگردی] اتاقی چندتخته که در آن تسهیلات خواب برای یک گروه خاص یا چند نفر افراد متفرقه در نظر گرفته می شود
{dormitory} [گردشگری و جهانگردی] اتاقی چندتخته که در آن تسهیلات خواب برای یک گروه خاص یا چند نفر افراد متفرقه در نظر گرفته می شود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ناهید فکوهی میگوید:" آن شب تا ساعت یازده دور هم نشسته بودیم و حرف میزدیم ولی دکتر ساکت و غمگین و گرفته بود و حرفی نمیزد. حدود نیمه شب، علی فکوهی و ناهید به خانهٔ خودشان میروند و با نسرین قرار میگذارند که فردا صبح آماده باشند تا به اتفاق هم به بدرقه دوستشان بروند. دکتر هم به اتاق خوابی که در طبقهٔ پایین قرار داشتهاست، میرود که بخوابد.
💡 آراد گفت: اسود هميشه از خود مى ترسد و هيچ اطمينانى به جانش ندارد. هنگامى كه درمنزل قرار مى گيرد تمام اطراف اين قصر و راههايى كه به آن منتهى مى شود مورد نظرماءمورين است و حركت هر جنبنده اى را زير نظر خود مى گيرند. بنابراين راهوصول به اين ساختمان براى افراد عادى امكان ندارد. تنها جايى كه اسود بدون حافظو نگهبان استراحت مى كند همين اتاق است. شما فقط در اين مكان مى توانيد او را دريابيد واو را از پاى درآورند و مطمئن باشيد كه در اتاق خواب وى جز شمشير و چراغى چيزديگرى نيست.