جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از طرف دیگر سنتهای عرفانی باستانی- اعم از غنوصی یا نوافلاطونی- تا حدودی در آثار دیونوسیوس مجعول، رنگ مسیحی به خود گرفتهاست و با اینکه تعلق این شخص به کلیسای رسمی مسیحی کاملاً مورد شک است، ولی عملاً خواه ناخواه نه فقط اغلب عرفای رسمی مسیحی در طی قرون متمادی از آن زمان تا بدین روز از افکار و آثار او الهام گرفتهاند، بلکه اشخاصی چون طوماس اکوینی نیز که در درجهٔ اول یک متکلم رسمی مشائی در قرن سیزدهم میلای است و گرایش خاصی به عرفان ندارد باز این آثار بیبهره نماندهاست. همچنین باید دانست که مسیحیان همیشه نسبت به طبیعیات و مابعدالطبیعه و حتی فلسفه اخلاق ارسطو بدبین بودهاند و در کنار رسالهٔ تیمائوس افلاطون به عنوان فلسفهٔ طبیعت که مورد استفاده بعضی از آنها بوده به هندسه اقلیدس که به عنوان نمونهای از تعلیمات آموزندهٔ مستدل بدان رجوع میکردهاند، در میان آثار ارسطو فقط به منطق او توجه داشتهاند. از لحاظ تاریخی، مشهورترین فردی که این منطق را در نزد غربیان رواج داده بوئسیوس است که خود در اصل گرایش افلاطونی داشتهاست به نحوی که در اثر معروف او تسلای فلسفی که آن را در زندان نگاشته، بنظر میرسد که حتی اعتقاد او به این فلسفه شاید بیش از مسیحیت بودهاست. به همین دلیل تضادی که به نحوی در بطن نظام فکری بوئسیوس وجود دارد عملاً در نزاع بر سر «کلیات» در اواخر قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم میلادی انعکاس پیدا کرده و موجب موضعگیریهای فلسفی و کلامی و حتی سیاسی در زمینه واقعیت مثالی یا صرفاً لفظی تصورات و مفاهیم کلی شدهاست.
💡 از مهمترین بخشهای چرنداب میتوان از تاجرباشی، درویشلر، سیدلر، طوماس، عینالدوله و گوران نام برد که کوی گوران بزرگترین آنهاست و ساکنان آن را اهل حقمذهبان تشکیل میدهند. همچنین قناتهای حسین، سراج، سلطان، توماس و میرزمان در این کوی هستند.