رشیدی سمرقندی

لغت نامه دهخدا

رشیدی سمرقندی. [ رَ دی ِ س َ م َ ق َ ] ( اِخ ) سیدالشعرا، استاد ابومحمد رشیدی سمرقندی. از سخنسرایان نامی قرن ششم هَ. ق. در ماوراءالنهر است. کنیه و لقب او را ابورشید عبداﷲ یا عبدالسید... نیز نوشته اند. رشیدی با عمعق در روزگار سلطان خضربن ابراهیم مداح زن سلطان ( ستی زینب ) و مورد توجه او بود تا کار وی بالا گرفت و لقب سیدالشعرایی یافت. میان او و عمعق کدورتی درگرفت و عمعق اشعار او را در خدمت خضرخان به بی نمکی وصف کرد و او در جواب ْ عمعق را هجو کرد. عوفی چند تصنیف ازجمله زینت نامه را بدو نسبت داده است. از ویژگیهای اشعار رشیدی اشتمال آن بر صنایع لفظی و معنوی و مهارت شاعر دربکار بردن آنهاست. میان وی و مسعودسعد نیز مکاتبه ومشاعره بود. او علاوه بر مدح پادشاهان آل افراسیاب سلطان سنجر سلجوقی را نیز ستوده است. از اشعار اوست:
شد ابر مطیر نزد تو حیران
شد شمس منیر پیش تو پنهان
در دانش و فضل آن دل پاکت
چون بحر قعیر گشت بی پایان
نَتْواند بود مر تو را هرگز
همتا و نظیر در همه گیهان
آسوده شدند با کف رادت
از شغل حقیر شاعران یکسان
منصور شدیم بر مراد دل
یزدانْت نصیر باد جاویدان.این چرخ که او آب خردمند برد
در آتش اندیشه مرا چند برد
آیا به کدام خاک در خواهم جست
بادی که مرا سوی سمرقند برد.
( از تاریخ ادبیات در ایران تألیف صفا ج 2 صص 547 - 551 ).
سخن گرچه منثور نیکو بود
چو منظوم گردد نکوتر شود
به گوهر همی ننگری زآزمون
که بی رشته چون است وبا رشته چون.تو وزیری و مَنْت مدحت گوی
دست من بی عطا، روا بینی
رو وزارت به من سپار و مرا
مدحتی گوی تا عطا بینی.بر یاد تو بی تو این جهان گذران
بگذاشتم ای یار و تو از بیخبران
دست از همه شستم و نشستم نگران
چون بی تو گذشت بگذرد بی دگران.
سوزنی در مدح او گوید:
استاد رشیدی را شعری است، ردیفش
چون زلف بتان نغز و بهنجار شکسته
من سوزنی ام شعر من اندر پی این شعر
نرزد به یکی سوزن سوفارشکسته.
و رجوع به لباب الالباب ج 2 ص 7، 181 و 176 و حواشی تاریخ بیهقی به قلم سعید نفیسی ص 1348 و مجمعالفصحاء ج 1 ص 87 و المعجم چ تهران ص 288 و 289 و فهرست احوال و اشعار رودکی و چهارمقاله نظامی عروضی ص 28، 46، 47، 152 و 188 و غزالی نامه ص 296 و 292 و فهرست کتابخانه سپهسالار ج 2 ص 602 و فرهنگ سخنوران و مآخذ مندرج در آن و الذریعه ج 9 بخش 2 و آتشکده آذر چ شهیدی ص 341 و چهارمقاله ص 28 حواشی و لغت فرس اسدی چ اقبال ( کلمه تریان ) شود.

فرهنگ فارسی

سید الشعرا استاد ابو محمد رشیدی سمرقندی از سخنسرایان نامی قرن ششم در ماورائ النهر است کنیه و لقب او را ابو رشید عبد الله عبد السید... نیز نوشته اند

جمله سازی با رشیدی سمرقندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عمعق در حدود سال ۴۴۰ هـ.ق. در بخارا زاده شد و پس از مهارت در شعر و ادب به سمرقند رفت و به دربار آل خاقان راه یافت و در نزد پادشاهان این دودمان تقربی تمام پیدا کرد؛ و از سلجوقیان با سنجر نیز رابطه داشت؛ و از شاعران ماوراءالنهر با رشیدی سمرقندی در دربار آل خاقان بسر می‌برد و این دو شاعر با هم مناقشاتی داشتند. انوری شاعر نیز معاصر عمعق بود و به استادی وی در شعر مقر است. عمعق را پسری بود به نام حمیدی یا حمید یا حمیدالدین که برخی می‌گویند وی نیز شاعر بود و با سوزنی مهاجات داشت. عمر عمعق را فزون بر صد سال نوشته‌اند و درگذشت او باید در حدود سال ۵۴۲ یا ۵۴۳ هَ.ق. باشد.

💡 علاوه بر این، هر مقاله شامل حدود ده حکایت نمونه است که خواندن کتاب را جذاب می‌کند. حکایات حاوی اطلاعات جالبی دربارهٔ هویت و شغل رجال و دانشمندان برجسته است که غالباً در جاهای دیگر یافت نمی‌شوند، مانند رودکی، عنصری بلخی، فرخی سیستانی، امیر معزی، ازرقی هروی، مسعود سعد سلمان، رشیدی سمرقندی و عمعق بخاری، فردوسی، خیام، ابن سینا و چندین مورد دیگر، و نیز شرح وقایعی که نویسنده در آن حضور داشته‌است. با این حال، اطلاعات تاریخی یافت‌شده در چهار مقاله، حتی در مورد حوادثی که در زمان حیات نویسنده رخ می‌دهد، با اشتباهات مکرر (آشفتگی نام‌ها، تاریخ‌ها، و غیره) به شدت خدشه‌دار شده‌است. برای نمونه، او سلاطین سلجوقی، سنجر و مسعود را با یکدیگر اشتباه گرفته‌است.

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز