حسکان
مترادفها
لرزندگان، جنبندگان
متضادها
ساکن، بیحرکت
لغت نامه دهخدا
حسکان. [ ح َ ] ( اِخ ) از اولاد گروه نیشابوریان است. ( منتهی الارب ). و صاحب تاج العروس گوید: حسکان، کسحبان، فی نسب جماعة نیسابوریین من المحدثین، نقله الحافظ.
جمله سازی با حسکان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شواهد التنزیل لقواعد التفضیل فی الایات النازله فی اهل البیت یکی از مهمترین آثار محدث ایرانی سنی مذهب حاکم حسکانی که در آن حدود دویست و ده آیه و در ذیل آنها بیش از هزار و دویست روایت در شأن و منزلت علی بیان کردهاست. او در این کتاب از منابع مختلف اعم از سنی و از جمله امامان شیعه روایت نقل کردهاست. علمای شیعه احادیث این کتاب را معتبر و سمند است و علمای شیعه همچون طبرسی نیز بدان استناد کردهاند.
💡 ۲۰- فضائل شهر رجب، تألیف حاکم حسکانی (قرن ۳).
💡 ۱۸- شواهد التنزیل (۳ جلد)، تألیف حاکم حسکانی (قرن ۵).