جرمان
متضادها
بیگناهان
لغت نامه دهخدا
جرمان. [ ج ِ ] ( ع اِ ) تن. ( منتهی الارب ). تن و بدن.( ناظم الاطباء ). جسم حیوان و جز آن. ( از اقرب الموارد ). جِرم. ( اقرب الموارد ). جُرمان. ( ناظم الاطباء ).
جرمان. [ ج ُ ] ( ع اِ ) تن وبدن. ( ناظم الاطباء ). جِرمان. رجوع به جِرمان شود.
جرمان. [ ] ( اِخ ) نام یکی از پانزده پاره دیه که با ساختن خانه ها بهم پیوست و شهر اصفهان شد و محلتها را بدان نام دیه ها بازخوانند. ( از مجمل التواریخ و القصص ص 524 ).
جرمان. [ ج َ ] ( اِخ ) تلفظ ترکی آلمان و ژرمن. رجوع به آلمان و ژرمن و قاموس الاعلام ترکی شود.
فرهنگ فارسی
تلفظ ترکی آلمان و ژرمن
جمله سازی با جرمان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فرودگاه کامندنتی فاپ جرمان آریاس گرازیانی (به انگلیسی: Comandante FAP Germán Arias Graziani Airport) یک فرودگاه همگانی با کد یاتا ATA است که یک باند فرود آسفالت دارد و طول باند آن ۳۰۵۰ متر است. این فرودگاه در کشور پرو قرار دارد و در ارتفاع ۲۷۷۳ متری از سطح دریا واقع شدهاست.
💡 جرمان و ویر همچنین در مورد ماهیت شهوانی این پیکرههای حجاری شده، چنین استدلال میکنند که قرار گرفتن این مجسمهها در جلوی کلیساها، با توجه به استانداردهایی که در دوران قرون وسطی پیرامون زشتیها و پدیدههای ناشایست وجود داشته، حکایت از این دارد که از آنها بهعنوان نماد و سمبلی برای نشان دادن ماهیت شنیع و مفسدهبرانگیز و گناه آلود شهوت زن، استفاده میشدهاست.