لغت نامه دهخدا
مجرمانه. [ م ُ رِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) گناهکارانه. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مجرم شود.
مجرمانه. [ م ُ رِ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی، ق مرکب ) گناهکارانه. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مجرم شود.
گناهکارانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او به جرم خود اعتراف کرد و قرار بود در فوریه۲۰۰۷ محکوم شود. بعداً از اعتراف مجرمانه خود منصرف شد و صدور حکم به مه۲۰۰۸ به تعویق افتاد. اتهامات علیه هانسن در نهایت توسط دولت رد شد.
💡 پولشویی فرآیندی است که در آن بر درآمدهای بهدست آمده از یک فعالیت مجرمانه برای پنهان کردن سرچشمه واقعی خود سرپوش گذاشته میشود. پولشویی به جای خود اموال، درآمد حاصل از اموال مجرمانه را شامل میشود.
💡 اکنون دیگر خودکشی در اکثر کشورهای غربی جرم نیست، با این حال در اکثر کشورهای اروپای غربی از قرون وسطی حداقل تا ۱۸۰۰ جرم بود. بسیاری از کشورهای اسلامی آن را امری مجرمانه میدانند.