افق ظاهری
مترادفها
افق مرئی، افق دید
فرهنگستان زبان و ادب
{apparent horizon} [مهندسی نقشه برداری] خط نامنظمی که در امتداد آن پرتوهای گسیل شده از نقطۀ مشاهده مماس بر سطح زمین باشد متـ. افق محلی local horizon افق مرئی visible horizon
ویکی واژه
خط نامنظمی که در امتداد آن پرتوهای گسیلشده از نقطۀ مشاهده مماس بر سطح زمین باشد
جمله سازی با افق ظاهری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در محاسبات نجومی، تعیین دقیق موقعیت افق ظاهری برای ناوبری در دریا اهمیت حیاتی دارد تا ملوانان بتوانند ستارهها را در جای درست خود پیدا کنند.
💡 با نزدیک شدن به ساحل، افق ظاهری تغییر کرد و ناگهان توانستیم قایقهای کوچک ماهیگیری را که در دوردستها بودند، به وضوح در چشمانداز ببینیم.
💡 پدیدههای جوی و وجود مه غلیظ در هوا میتواند به طور قابل توجهی باعث کاهش دید و تغییر در موقعیت افق ظاهری برای خلبانان هواپیما شود.