مصدوقه

لغت نامه دهخدا

( مصدوقة ) مصدوقة. [ م َ ق َ ] ( ع ص ) مؤنث مصدوق. رجوع به مصدوق شود. || ( اِمص ) راستی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
مصدوقه.[ م َ ق َ / ق ِ ] ( از ع، اِمص ) مصدوقة. صدق. راستی و درستی. ( یادداشت مؤلف ): نزدیک سلطان رسیدو از مصدوقه حال و خدیعت فرقه ضلال بیاگاهانید. ( جهانگشای جوینی ). || ( اِ ) مصداق. آنچه منطبق بر امری گردد. موجودی خارجی که مفهوم بر آن صدق کند: مصدوقه لولاک لما خلقت الافلاک. ( از یادداشت مؤلف ): در شأن گرجیان غافل که جز گرانخوابی ازبخت بهره ای نداشتند مصدوقه کریمه «اء فأمن اهل القری أن یأتیهم بأسنا بیاتاً» به ظهور پیوسته. ( ظفرنامه یزدی ج 2 ص 375 ).
- به مصدوقه؛ به مصداق. رجوع به مصداق شود.

فرهنگ عمید

۱. صدق، راستی.
۲. (اسم ) مصداق.

فرهنگ فارسی

صدق، راستی
۱- ( اسم ) مونث مصدوق ۲- ( اسم ) صدق راستی و۳- مصداق: و در شان گرجیان غافل که جز گران خوابی از بخت بهرهای نداشتند مصدوق. کریم. افامن اهل القری ان یاتیهم باسنا بیاتا بظهور پیوست.

جمله سازی با مصدوقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مـؤ لف گـويـد: كـه در زمان ما خوب ظاهر شد صدق اين كلام؛ زيرا كه گناهان ومعاصىتـازه در مـيـان مـرد ظـاهـر شد وبدعتها پديد آمد ومردم پا از جاده شريعت واطاعت حق تعالىبـيـرون گـذاشـتـنـد وكـمـالات خـود را در ارتكاب بعض معاصى ومناهى پنداشتند وامر بهمـعروف ونهى از منكر از ميان رفت حق تعالى نيز مردم را به انواع بلاها مبتلاكرده كه هيچوقـت در خـاطـرشـان خـطور نمى كرد وگمان آن را نمى بردند و مصدوقه اين آيه شريفهگشتند:

دین یهودیت یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
قورساق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز