لعل بست

لغت نامه دهخدا

لعل بست.[ ل َ ب َ ] ( ن مف مرکب ) لعل بسته. لعل دار:
به دریا رسد در فشاند ز دست
کند گرده کوه را لعل بست.نظامی.

فرهنگ فارسی

آنچه که بر آن لعل سوار کرده باشند مرصع به لعل: بدریا رسد درفشاند ز دست کند گرد. کوه را لعل بست. ( نظامی لغ. )

جمله سازی با لعل بست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به دریا رسد در فشاند ز دست کند گردهٔ کوه را لعل بست

گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز