فاوحى
مترادفها
وحی کرد، الهام کرد
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی أَوْحَیٰ: وحی نمود-اشاره کرد(وحی در اصل به معنای اشاره سریع است البته اشاره ای از جنس کلام و به صورت رمزگویی.به همین جهت ازاین کلمه در القای معنا به نحو پوشیده از اغیار استعمال می شود، کلمه وحی در موارد القای معنا در فهم حیوان از طریق غریزه " و اوحی ربک الی...
معنی أَوْحَیْتُ: وحی کردم(وحی در اصل به معنای اشاره سریع است البته اشاره ای از جنس کلام و به صورت رمزگویی.به همین جهت ازاین کلمه در القای معنا به نحو پوشیده از اغیار استعمال می شود، کلمه وحی در موارد القای معنا در فهم حیوان از طریق غریزه " و اوحی ربک الی النحل" و...
معنی أَوْحَیْنَا: وحی کردیم(وحی در اصل به معنای اشاره سریع است البته اشاره ای از جنس کلام و به صورت رمزگویی.به همین جهت ازاین کلمه در القای معنا به نحو پوشیده از اغیار استعمال می شود، کلمه وحی در موارد القای معنا در فهم حیوان از طریق غریزه " و اوحی ربک الی النحل" و...
معنی وَحْیٌ: وحی - القا و فهماندن معنی به شخصی به صورتی که از دیگران پوشیده باشد- الهام (وحی در اصل به معنای اشاره سریع است البته اشاره ای از جنس کلام و به صورت رمزگویی.به همین جهت ازاین کلمه در القای معنا به نحو پوشیده از اغیار استعمال می شود، کلمه وحی در موار...
معنی وَحْیِنَا: وحی کردن ما - وحی ما (وحی در اصل به معنای اشاره سریع است البته اشاره ای از جنس کلام و به صورت رمزگویی.به همین جهت ازاین کلمه در القای معنا به نحو پوشیده از اغیار استعمال می شود، کلمه وحی در موارد القای معنا در فهم حیوان از طریق غریزه " و اوحی ربک...
معنی وَحْیُهُ: وحی آن (وحی در اصل به معنای اشاره سریع است البته اشاره ای از جنس کلام و به صورت رمزگویی.به همین جهت ازاین کلمه در القای معنا به نحو پوشیده از اغیار استعمال می شود، کلمه وحی در موارد القای معنا در فهم حیوان از طریق غریزه " و اوحی ربک الی النحل" و و...
معنی یُوحُونَ: القاء می کنند - وحی می کنند (وحی در اصل به معنای اشاره سریع است البته اشاره ای از جنس کلام و به صورت رمزگویی.به همین جهت ازاین کلمه در القای معنا به نحو پوشیده از اغیار استعمال می شود، کلمه وحی در موارد القای معنا در فهم حیوان از طریق غریزه " و او...
معنی یُوحَیٰ: وحی می شود (وحی در اصل به معنای اشاره سریع است البته اشاره ای از جنس کلام و به صورت رمزگویی.به همین جهت ازاین کلمه در القای معنا به نحو پوشیده از اغیار استعمال می شود، کلمه وحی در موارد القای معنا در فهم حیوان از طریق غریزه " و اوحی ربک الی النحل"...
معنی یُوحِی: وحی می کند (وحی در اصل به معنای اشاره سریع است البته اشاره ای از جنس کلام و به صورت رمزگویی.به همین جهت ازاین کلمه در القای معنا به نحو پوشیده از اغیار استعمال می شود، کلمه وحی در موارد القای معنا در فهم حیوان از طریق غریزه " و اوحی ربک الی النحل"...
ریشه کلمه:
ف (۲۹۹۹ بار)وحی (۷۸ بار)
وحی در اصل به معنی اشاره سریع است و به اعتبار سرعت گفتهاند: «اَمْرٌوَحْیٌ» یعنی کار سریع (راغب) فیومی در مصباح گفته وحی به معنی اشاره و رسالت و کتابت است وهر آنچه به دیگری القا کنی تا بفهمد وحی است... راغب کتابت و رمز و غیره را از اسباب شمرده و معنای اصلی را اشاره میداند. ناگفته نماند«وَحی یَحی» و «اَوْحی یوُحی» هر دو به یک معنی است چنانکه در مصباح گفته است. طبرسی فرموده: ایحاء القاء معنی است بطور مخفی و نیز به معنی الهام و اشاره است. ناگفته نماند: جامع تمام معانی تفهیم خفی است و اگر وحی و ایحاء را تفهیم خفی و کلام خفی معنی کنیم جامع تمام معانی خواهدبود. * آنچه از معانی این لفظ نقل شد بسیاری از آنها در قرآن کریم یافته است مثل. مراد از وحی تفهیم ذاتی است که خداوند در ذات زنبور عسل گذاشته و طریق عسل سازی را به وی آموخته است ولفظ «أَوْحی» دلالت دارد که کار عسلگیری این حشره تصادفی نیست بلکه با تفهیم و تعلیم خدایی است. *. گفتهاند مراد از وحی خلقت و ایجاد است یعنی: در هر آسمان امر و تدبیر آن را ایجاد کرد و گفتهاند: کار هر آسمان را به اهل آسمان که ملائکه باشند وحی کرد در اینصورت وحی به معنی متعارف آن است. ناگفته نماند: در «سماء» گفته شد که مراد از سبع سماوات آسمانهای هفتگانه محیط بر زمین اند و درهر یک از آنهاآثاری است غیر از آثار آن دیگری و همه درزندگی و تدبیر حیات ارضی دخیل اند به نظر نگارنده مراد از «اَوْحی» القاء و قراردادن آن آثار و خصوصیات در هر یک از طبقات جو است. *. آن روز زمین اخبار خویش را حکایت کند که خدایت به وی وحی کرده است در بحث قیامت در این کتاب نوشتهایم که زمین در اثر تکامل سخن خواهد گفت در این صورت وحی به معنی تفهیم و اشاره خواهد بود و یا آن مثل «وَ أَوْحی فی کُلِ سَماءٍ أَمْرَها» است. *** در آیات گذشته چنانکه دیدیم وحی در جماد و حشره بکار رفته است ولی در آیات زیر مواردی در بشر و احتمالا در جن خواهدشد. *. ناگفته نماند: در آیات ماقبل به زکریا «علیه السلام» وحی شد که: علامت حمل زنت به فرزند آن است که سه روز زبان تواز سخن گفتن باز خواهد ماندآنوقت فرموده: «فَخَرَجَ عَلی قَوْمِهِ...» این میفهماند که خارج شدن بر قوم پس از اعتقال زبانش بوده است علی هذا مراد از «فَاَوْحی» اشاره است یعنی: از معبد بر قومش خارج شد و به آنها اشاره کرد که صبح و شام خدا را تسبیح کنید. *. وحی در اینجاهمان الهام و تفهیم خفی است که خدا به قلب مادر موسی «علیه السلام» انداخت و آن مصداقاً نظیر آن بودکه به دل انبیاء علیهم السلام انداخته میشد و همانطور که به او الهام شده بود تحقق واقعی پیداکرد. *. آیه در خوردن ذبیحهای است که نام خدا بر آن برده نشده ممکن است مراد از شیاطین انسانهای بدکار و یا شیاطین جن باشد یعنی از آنچه نام خدا بر آن برده نشده نخورید شیاطین به دوستان خود القاء وسوسه میکنند تا در باره خوردن میته با شما مجادله کنند. ایضا. مراد از وحی در هر دو آیه کلام خفی و وسوسه است. وحی انبیاء وحی انبیاء علیهم السلام همان تفهیم خفی و کلام خفی است که از جانب خداوند القاء میشود و خداوند از آن با «سخن گفتن» تعبیر میکند و آن سه قسم است :وحی، ایجادصدا، آمدن فرشته.. یعنی برای هیچ بشری نیست که خدا با او سخن گوید مگر بطور وحی و القاء به دل او، یا از پس پرده (مثل موسی «علیه السلام» که خدا صدا آفرید و موسی آن را از درخت شنید) و یا فرشتهای میفرستد و او به اذن خدا آنچه را که خدا میخواهد به پیامبر وحی و تفهیم میکند که خدا والامقام و حکمت کردار است. ای پیامبر همانطور با هر سه راه دینی بتو وحی کردیم. میشود خواب انبیاء علیهم السلام را از قسم اول دانست چنانکه در خواب دیدن ابراهیم «علیه السلام» در باره ذبح فرزندش و خواب دیدن حضرت رسول «صلی الله علیه واله» در باره دخول به مسجدالحرام و غیره که اینها نیز از اقسام وحی و تفهیم خفی اند.
جمله سازی با فاوحى
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قال موسى عليه السلام: الهى و ما جزاء من ترك الخيانة حياء منك ؟ فاوحى اللهاليه: الا مان يوم القيامة. سفينة / 1 / 433
💡 انّ موسى عليه السلام قال: يا ربّ احبس عنّى السنة بنى آدم فانّهم يذمّونى فاوحى الله يا موسى هذا شى ء ما فعلته مع نفسى افتريد ان اعمله معك ؟فقال: قد رضيت ان يكون لى اُسوة بك. سفينة البحار / 7 / 592
💡 وقال الذين كفروا لرسلهم لنخرجنكم من ارضنا او لتعودن فى ملتنا فاوحى اليهم ربهملنهلكن الظلمين (13)
💡 O تاءييد پيامبران و هلاكت كافران و ظالمان، سنّت الهى است كه در سوره ى ابراهيم آيه ى 13 نيز آمده است: (قال الذّين كفروا لرسلهم لنخرجنّكم من ارضنا او لتعودنّ فى ملّتنا فاوحى اليهم ربّهم لنهلكنّ الظّالمين )، كفّار به پيامبرانشان گفتند: قطعا ما شما را از سرزمين خود بيرون مى كنيم، مگر آنكه به آيين ما درآييد، ولى خدا به آنان وحى كرد كه ما قطعا ستمگران را نابود مى كنيم.
💡 3 كسى كه مردم را به عبادت دعوت مى كند، بايد خود نيز اهل عبادت باشد. (فخرج على قومه من المحراب فاوحى اليهم )