ذکائی

لغت نامه دهخدا

ذکائی. [ ذَ ] ( اِخ ) مصطفی افندی ( شیخ... ). از شعرای متأخر عثمانی و از مشایخ شعبانیه است. پسر ابراهیم بیگ مولد او اسکدار. پس از فراگرفتن مقدمات علوم مدتی به سیاحت پرداخت و در سماوه خدمت شیخ حسن افندی را دریافت و خرقه پوشید و به خلافت او در سال 1220 هَ. ق. به اسلامبول بازگشت و در 1227 وفات کرد. او را دیوانی است و اشعار او متصوّفانه است و این مطلع او راست:
گهی جوش ایلیوب دریای بی پایان اولور گوگلم
گهی بر قطره ایچره گیزلنوب پنهان اولور گوگلم.

جمله سازی با ذکائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آخرین مالک این بنا خانواده ذکائی بوده‌اند این حمام در سال ۱۳۸۱ توسط اداره میراث فرهنگی خریداری گردیدوبا بودجه ای بالغ بر ۸۵۰ میلیون تومان بازسازی و تغییر کاربری به موزه باستان‌شناسی شده و پس از پایان عملیات مرمتی آن در سال ۱۳۸۶ به عنوان موزه خلخال مورد بهره‌برداری قرار گرفته ودر حال حاضر جهت تبدیل به اداره میراث فرهنگی خلخال و موزه آثار باستانی در اختیار این اداره می‌باشد.

💡 ذکائی در دوره هفدهم نیز نماینده خلخال شد. پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ از سیاست کناره گرفت و به کار ملکداری و کشاورزی خود بازگشت.

💡 ذکائی در سالِ ۱۳۳۰ انجمن ادبی طهران را بنیان نهاد، که تا حدود انقلابِ ۱۳۵۷ فعّال بود، و شعرای بسیاری در آن رفت و آمد داشتند، مثلِ حسین منزوی.

💡 سید حمدالله ذکائی (زاده ۱۲۷۶ خورشیدی در خلخال) از مالکان خلخال و نماینده این شهرستان در مجلس شورای ملی بود.

💡 میرزا نعمت‌الله بیضائی آرانی، متخلّص به ذکائی، (۱۳۶۵–۱۲۸۲) تذکره‌نویس و شاعر پارسی‌گویِ ایرانی است.

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز