لغت نامه دهخدا
دوزخ وش. [ زَ وَ ] ( ص مرکب ) دوزخ وار. دوزخ سان. دوزخ سرشت. که همچون دوزخ شکنجه گاه است. ( از یادداشت مؤلف ). همانند دوزخ در سوزندگی و تیرگی:
او بر آن اژدهای دوزخ وش
کرده برگردنش دو پای به کش.نظامی.رجوع به دوزخ سرشت شود.
دوزخ وش. [ زَ وَ ] ( ص مرکب ) دوزخ وار. دوزخ سان. دوزخ سرشت. که همچون دوزخ شکنجه گاه است. ( از یادداشت مؤلف ). همانند دوزخ در سوزندگی و تیرگی:
او بر آن اژدهای دوزخ وش
کرده برگردنش دو پای به کش.نظامی.رجوع به دوزخ سرشت شود.
دوزخ وار. دوزخ سان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او برآن اژدهای دوزخ وش کرده بر گردنش دو پای به کش