دشوار شدن
مترادفها
سخت شدن، دشوار گشتن
متضادها
آسان شدن، ساده شدن
لغت نامه دهخدا
دشوار شدن. [ دُش ْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) سخت شدن. متعسر شدن. دشخوار شدن. احتکال. استشراء. استعایة. استعسار. اعتیاص. اعواز. اعیاء. اقذعلال.( منتهی الارب ). التباث. ( المصادر زوزنی ). التیاظ. تشدد. تصاعد. تعاسر. تعایی. تعبیر. ( منتهی الارب ). تعذر. تعسر. ( دهار ). تعکظ. تعیر. تعیی. تکنظ. تکؤد. شصاص. شصب. شصوص. عتص. ( منتهی الارب ). عسر. ( دهار ). عسرة. ( ترجمان القرآن جرجانی ). عوص. ( تاج المصادر بیهقی ). کنظ. لطث. ملاعجة. وعور. ( منتهی الارب ):
کشتی حسنات و ثمراتش بدرودی
دشوار تو آسان شد و آسان تو دشوار.منوچهری.چندان کشته شد از دو روی که سواران را جولان دشوار شد. ( تاریخ بیهقی ص 352 ).
چیزی که نجویندش از جایگه خویش
بر مردم دشوار شود کار نه دشوار.ناصرخسرو.اًجبال؛ دشوار شدن بر شاعر سخن. اسحنکاک؛ دشوار شدن سخن. ( از منتهی الارب ). عسر؛ دشوار شدن شیر و باران و علم و کار. ( دهار ). کرث؛ دشوار شدن اندوه بر کسی. منهکة؛ زن که ولادت بر وی دشوار شده باشد. ( از منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
سخت شدن. متعسر شدن.
جمله سازی با دشوار شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خط شکسته در بدو پیدایش بهطور کلی در پاسخ به نیاز سرعت در نوشتن پدیدار گشت و با رها شدن قوسها و سایش دندانهها و اتصالات حروف و کلمات در خط نستعلیق بهوجود آمد. این رهایی و روان شدن تا جایی رسید که پیوستگیهای بیشماری را بهدنبال داشت که همین امر موجب دشوار شدن خواندن آن شد.
💡 طراحی داروهای ضد ویروسی بیخطر و مؤثر دشوار است، چرا که ویروسها با استفاده از سلولهای میزبان تکثیر میشوند. این کار باعث دشوار شدن مسیر برای پیدا کردن هدف برای دارویی که بتواند در این ویروس بدون آسیب رساندن به سلول میزبان تداخل ایجاد کند، میشود. علاوه بر این، مشکل اصلی در تولید واکسن و داروهای ضد ویروسی به دلیل تنوع ویروسها است.