دست شسته

لغت نامه دهخدا

دست شسته. [ دَ ش ُ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) مغسول الید.
- دست شسته بخون؛از جان گذشته. آماده جانبازی:
همی تاخت چون باد تا طیسفون
سپاهی همه دست شسته به خون.فردوسی.

فرهنگ فارسی

مغسول الید. دست شسته بخون. از جان گذشته.

جمله سازی با دست شسته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کار کلیم بس‌که ز عشقت به جان رسید ناصح به آب دیده ازو دست شسته است

💡 فانگ گانگ (جیمی وانگ یو) از مبارزه دست شسته و در کنار همسرش زندگی آرامی را می‌گذراند اما …

💡 هر سبزه ترزبان خروش اناالحناست خوبان درین حدیقه مگر دست شسته‌اند

💡 آنان که از سواد جهان دست شسته اند دل خوش به داغ لاله ستان تو می کنند

💡 دونان که در تلاش گهر دست شسته‌اند چون سگ به‌ استخوان چقدر دست شسته‌اند

💡 در سال ۱۹۵۵ فیلمی نیز بر اساس این نمایشنامه ساخته شد. خالکوبی گل سرخ داستان زن بیوه ایتالیایی-آمریکایی را روایت می‌کند که در می‌سی‌سی‌پی زندگی می‌کند. او پس از مرگ شوهرش از زندگی دست شسته و انتظار دارد دخترش نیز همین کار را انجام دهد.

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز