لغت نامه دهخدا
خلخان. [ خ َ ] ( اِ ) گیاهی مانند اشنان که در حوالی بلخ از آن شخار می گیرند. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از برهان قاطع ). خَرَند نام گیاهی است که از آن قلیا گیرند. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خلخان. [ خ َ ] ( اِ ) گیاهی مانند اشنان که در حوالی بلخ از آن شخار می گیرند. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از برهان قاطع ). خَرَند نام گیاهی است که از آن قلیا گیرند. ( یادداشت بخط مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خلخان یکی از زیباترین قریههای این ولسوالی بوده و بیشترین جمعیت را دارا میباشد. این قریه زادگاه دو شخصیت معروف دیوان شاه ولی و بابا سفا و سرزمین خانم (مادووس) یکی از زنان فعال و چریک صحنههای نبرد بوده که در یک جنگ رؤیایی یکجا با برادرش شهزاده زبیر
💡 زیارتهای مشهور آن، زیارت صاحب دیوان شاه درقریه خلخان، زیارت پنجه شاه در نزدیکی زرخان، زیارت محل زندگی پیرناصرخسرو درتکیه خوبان نزدیکی اسکتول، زیارت امیر در قریه گلخانه، محل بودوباش ناصر در قریه نوآباد، زیارت شهزاده زبیر در زرخان میباشد.