این کلمه از واژههای کهن عربی است که در متون لغوی و علمی معانی گوناگونی برای آن ذکر شده است. یکی از مهمترین معانی این واژه، نوعی گیاه خاردار یا خارگیاه است که در برخی منابع با نام «راسن» نیز از آن یاد شده و به گیاهی دارای ساقه و شاخههای خاردار اطلاق میشود. این معنا از رایجترین کاربردهای واژه سفا در متون قدیمی به شمار میآید. افزون بر این، «سفا» در برخی نوشتههای پزشکی و زیستشناختی قدیم به غشایی گفته شده است که پس از مشیمه قرار دارد و به آن متصل است و در توصیف مراحل و اجزای مربوط به بارداری و زایش به کار میرفته است. همچنین در برخی آثار لغوی، سفا به معنای خاک گور یا خاکی که با قبر و آرامگاه ارتباط دارد نیز آمده است. این تنوع معنایی نشان میدهد که این واژه در حوزههای مختلفی همچون گیاهشناسی، پزشکی و توصیف مکانهای تدفین کاربرد داشته است. با این حال، شناختهشدهترین معنای آن همان نوعی گیاه خاردار است که در متون کهن بارها به آن اشاره شده است. بنابراین، «سفا» واژهای چندمعناست که بسته به بافت و موضوع متن میتواند به خارگیاه، غشایی متصل به مشیمه یا خاک گور دلالت کند و هر یک از این معانی در آثار قدیمی زبان فارسی و عربی سابقه کاربرد دارند.
سفا
لغت نامه دهخدا
سفا. [ س َ ] ( ع اِ ) راسن یعنی خارگیاه. ( بحر الجواهر ) ( مهذب الاسماء ). نوعی از خارگیاه. گیاه خاردار. ( منتهی الارب ). || غشاء بعد از مشیمه و متصل بدان. ( بحر الجواهر ). || خاک گور. ( مهذب الاسماء ) ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
راسن یعنی خارگیاه. نوعی از خار گیاه. گیاه خار دار. یا غشائ بعد از مشیمه ومتصل بدان.
جمله سازی با سفا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چند از کف خباز و سفا رزق خوریم یکچند هم از کف خدا باید خورد