خزان رسیده

مترادف‌ها

پاییزی

متضادها

شکوفه زده، بهاری

لغت نامه دهخدا

خزان رسیده. [ خ َ رَ / رِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) پژمرده. خزان دیده:
مجنون چو گل خزان رسیده
می گشت میان آب دیده.نظامی.کای تازه گل خزان رسیده
رفتی ز جهان جهان ندیده.نظامی.لیلی سمن خزان ندیده
مجنون چمن خزان رسیده.نظامی.

فرهنگ فارسی

پژمرده خزان دیده

جمله سازی با خزان رسیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گیرم‌که ملک فارس‌گلستانست ایدون خزان رسیده‌گلستان را

💡 از مرغ خزان رسیده خاطر من شد تحفه مجلست بهارستانی

💡 برگ خزان رسیده شمارد سهیل را حیرانی عقیق لب آبدار او

💡 برگ خزان رسیده به دامن کشید پای ای دل تو نیز اگر بتوانی قرار گیر

💡 پیران هم از خضاب برومند می شود برگ خزان رسیده اگر سبز می شود

💡 نخل خزان رسیده اگر نیستم، چرا هر پاره از دلم ره دیگر گرفته است؟

💡 در باغ‌های قدیمی، با رسیدن به فصل خزان رسیده، برگ‌های رنگارنگ درختان بر روی زمین پهن می‌شوند و منظره‌ای بسیار زیبا و در عین حال غمگین ایجاد می‌کنند.

💡 طبیعت در اواخر خزان رسیده، آماده می‌شود تا با آرامش و سکوت، خود را برای ورود به فصل زمستان و خواب زمستانی کاملاً آماده کند.

💡 منظره دشت‌های پهناور در زمان خزان رسیده، با رنگ‌های نارنجی و زرد بسیار دلنشین است و باعث می‌شود عکاسان زیادی برای ثبت آن به آنجا بیایند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران