ثن

لغت نامه دهخدا

ثن. [ ث َ ] ( پسوند ) مزید مؤخریست در بعض امکنه و بیشتر در ماورأالنهر مثل: کناثن، و اما مزید مؤخر دیگری که نیز درآخر ثن دارد از این قبیل نیست مانند: کوخمیثن، اسمیثن، انشمیثن، فرزامیثن، رامیثن، زامیثن، خشمیثن، اردخشمیثن، ارتخشمیثن، خمیثن و زندرامیثن، چه مزید مؤخر آنها ( میثن ) صورتی از ( میهن ) بمعنی جای باش است.
ثن. [ ث ِ ] ( ع اِ ) علف خشک بر هم افتاده و بسیار. || حشیش خشک. || خشکی گیاه. || چوب سیاه.

فرهنگ فارسی

علف خشک بر هم افتاده و بسیار حشیش خشک

جمله سازی با ثن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در لطف طبع و خوش سخنی در ثنات اگر چون انوریّ و اشرف و بندار نیستم

💡 ای خداوندی که صنع صانع از بهر ثنات عقل ما را قابل تعلیم و تلقین آفرید

💡 تا این ثنات خواند و آن یک دعا کند سوسن زبان‌گشاده و دارد چنار دست

💡 نی شد مجیر عمدا تا در ثنات چون نی از دل نوا سراید وز لب شکر فرستد

💡 ای کف و طبع تو ابری و نسیمی که ثنات چون نهالی ابدالدهر دوا می یابد

گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز