تیغ گذار

لغت نامه دهخدا

تیغگذار. [ گ ُ ] ( نف مرکب ) شمشیرزن:
حمله ها بر به طبع تیغگذار
رزمها کن به وهم تیرانداز.مسعودسعد.حربهای ایشان در آن محاربات چون قضا تیغگذار و چون زمانه عمرخوار بود. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 69 ).

فرهنگ فارسی

شمشیر زن

جمله سازی با تیغ گذار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اگر بروز بود آفتاب تیغ گذار و گر بوقت شبیخون سپهر تیرانداز

💡 بجز سهیل فلک جمله ماه ملک افروز سماک صاعقه رمح آفتاب تیغ گذار

💡 بگه بزم چو جمشید بود جام بکف بگه رزم چو خورشید بود تیغ گذار

💡 حمله ها بر به طبع تیغ گذار رزم ها کن به وهم تیرانداز

💡 جوق ها شان سپهر تیرانداز فوج هاشان درخش تیغ گذار

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران