تهمت زده
مترادفها
متهم شده
متضادها
بیگناه، تبرئه شده
لغت نامه دهخدا
تهمت زده. [ ت ُ م َ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) تهمت آلود. ( از آنندراج ). دارای بهتان و بدنام. ( ناظم الاطباء ). ظنین. متهم: و از جای تهمت زده پرهیز کن. ( منتخب قابوسنامه ص 30 ).
جائی منشین که چون نهی پای
تهمت زده خیزی از چنان جای.امیرخسرو.از تهمت زده دور شو. ( منسوب به بوذرجمهر از تاریخ گزیده ). رجوع به تهمت زدن و تهمت و دیگر ترکیبهای این کلمه شود.
فرهنگ فارسی
تهمت آلود دارای بهتان و بد نام
جمله سازی با تهمت زده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 (و منافقان شناخته مى شوند) هر يك از آنان كه تهمت زده اند،گناه آن را خواهندبرد
💡 اندرو جکسون، هفتمین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا؛ نسبت به شرافت خانوادگی خویش بسیار حساس بود و بر سر همین مسئله، در چندین منازعه و دوئل شرکت کرد. وی مردی را که به همسرش «راشل» تهمت زده بود، در دوئلی کشت.
💡 داستان این فیلم در ارتباط با سرباز فوق حرفهای میباشد که برای زندگی به شهری میرود اما پلیس آن شهر به او تهمت زده و او را اذیت میکند و ناخواسته او را در مسیری قرار میدهد که مجبور به دفاع از خود و درگیری با ارتش و پلیس میکند.
💡 ناگهان همه قوا و توان ابن مرجانه در هم شكست، و مردم تهمت زده شدند. در آن هنگام دربقصر گشوده شد. تا سوار نقابدار به درون رود و از چنگ اين مردم تازه از توهم بهدرآمده نجات يابد.
💡 گفت یا رب بحق عیسی و جاه و فر او هم به تهمت زده مریم که بود مادر او