تطابق مثبت
مترادفها
همخوانی مثبت
متضادها
عدم تطابق، عدم انطباق
فرهنگستان زبان و ادب
{positive accommodation} [پزشکی] تطبیق چشم برای فاصله ای کوتاه به یاری انقباض ماهیچۀ مژگانی
ویکی واژه
تطبیق چشم برای فاصلهای کوتاه به یاری انقباض ماهیچۀ مژگانی.
جمله سازی با تطابق مثبت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تطبیق چشم برای فاصلههای کوتاه به یاری انقباض ماهیچهٔ مژگانی را تطابق مثبت میگویند. تطبیق چشم برای فاصلههای دور به یاری رها شدن ماهیچهٔ مژگانی از انقباض، تطابق منفی نامیده میشود. تطابق هر چشم بهطور جداگانه، به گونهای که تحت تأثیر همگرایی یا رؤیت دوچشمی قرار نگیرد، تطابق مطلق نام دارد.
💡 در آزمایشهای علمی جدید، دانشمندان مشاهده کردند که میان نتایج بهدستآمده و فرضیات اولیه یک تطابق مثبت و بسیار دقیق وجود دارد که نتایج را معتبر میسازد.
💡 تحلیلگران اقتصادی بر این باورند که بین نرخ رشد تولید ناخالص داخلی و میزان سرمایهگذاری خارجی، یک تطابق مثبت و مداوم در ده سال گذشته مشاهده شده است.
💡 برای تأیید هویت کاربران، سیستم از الگوریتمهای پیچیدهای استفاده میکند که باید میان دادههای بیومتریک و اطلاعات ثبتشده یک تطابق مثبت و کامل برقرار کنند.