لغت نامه دهخدا
ترازوشکن. [ ت َ ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) شکننده ترازو. وزنه و باری که در سنجش ترازو را شکند. سنگین. وزین:
زنان را ترازو بود سنگ زن
بود سنگ مردان ترازوشکن.نظامی.
ترازوشکن. [ ت َ ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) شکننده ترازو. وزنه و باری که در سنجش ترازو را شکند. سنگین. وزین:
زنان را ترازو بود سنگ زن
بود سنگ مردان ترازوشکن.نظامی.
شکنند. ترازو وزنه و باری که در سنجش ترازو را شکند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زنان را ترازو بود سنگ زن بود سنگ مردان ترازو شکن
💡 از پی وزن نقود که آن همه صرف گداست وقف ترازوی اوست سنگ ترازو شکن