تبعات

لغت نامه دهخدا

تبعات. [ ت َ ب ِ ] ( ع اِ ) ج ِ تبعة. عاقبتهای بد: و هرگاه که متقی در کار این جهان گذرنده تأملی کند... دنیا را طلاق دهد تا از تبعات آن برهد. ( کلیله و دمنه ). رجوع به تبعه شود.
تبعات.[ ت َ ب َ ] ( ع اِ ) پیروان. || لوازم چیزی. || گاهی مراد از عقوبات معاصی باشد. || تبعات اقتحام؛ کنایه از رنجها و مشقتها. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).

فرهنگ عمید

= تبعت

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع تبعت ( تبعه ).۱- نتایج و عواقب. ۲- عقوبتهای معاصی جزای گناهان.
پیروان یا لوازم چیزی یا گاهی از عقوبات معاصی باشد.

جمله سازی با تبعات

💡 و اگر (مقت ) را مقيد به (عند ربّهم ) كرد، ولى (خسار) را مقيد به آن نكرد،براى اين بود كه (خسار) از تبعات و آثارتبديل ايمان به كفر و تبديل سعادت به شقاوت است، و اين امرى است در نزد خود انسانها، ولى (مقت ) كه شدت خشم خدا است امرى است در نزد خداى سبحان.

💡 ظاهراً ارزیابی‌های اجتماعی طرح‌های آبی، به ارزیابی زمین‌های مردمی که در این طرح‌ها قرار گرفته‌اند و خریداری کردن آن‌ها، محدود می‌شود. این در حالی است که مشخصا چنین طرح‌هایی ابعاد اجتماعی بسیار گسترده‌تری از آنچه که تنها به پرداخت هزینه زمین محدود می‌شود خواهد داشت، ابعادی که به مرور می‌تواند تبعات سیاسی نیز به همراه داشته باشد.

💡 و اگر در لسان شارع از آن آثار به لسان احكام وضعى و قراردادى و به نظائرتعبيراتى كه ما از تبعات احكام وضعى موجود در ظرف اجتماعمان مى كنيم، تعبير كردهبه منظور تعميم نظام تشريع بوده، نه از اين جهت كه تبعات و آثار مذكور مانندمجازات ها و پاداش هاى قراردادى نظام هاى دنيوى، صرف اعتبار و خالى از حقيقت و واقعيتاست.

مازالاق یعنی چه؟
مازالاق یعنی چه؟
قنادی یعنی چه؟
قنادی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز