تادب
واژه «تأدب» در زبان فارسی از ریشه عربی «أدب» گرفته شده و به معنای مؤدب شدن، آراسته شدن به اخلاق نیک و رفتار پسندیده در گفتار و کردار میباشد. این واژه بیانگر حالتی است که فرد تلاش میکند رفتار خود را بر اساس اصول اخلاقی، احترام به دیگران و رعایت آداب اجتماعی تنظیم کند و از رفتارهای ناپسند و خارج از نزاکت دوری نماید. تأدب در فرهنگ فارسی و اسلامی جایگاه مهمی دارد، زیرا نشاندهنده رشد شخصیت، تربیت صحیح و درک درست از روابط انسانی است. زمانی که گفته میشود فردی «متأدب» است، منظور این است که او در رفتار و گفتار خود ادب را رعایت میکند و با دیگران با احترام و نزاکت برخورد دارد. این واژه در متون اخلاقی و تربیتی بسیار به کار میرود و معمولاً به عنوان یکی از ویژگیهای مثبت انسانی شناخته میشود. تأدب میتواند هم در گفتار، مانند انتخاب کلمات مناسب، و هم در رفتار، مانند رعایت احترام در برخوردها، نمود پیدا کند. در حقیقت، این مفهوم نشاندهنده کنترل نفس و پایبندی به ارزشهای اخلاقی در تعاملات اجتماعی است. بنابراین، «تأدب» به معنای مؤدب شدن، آراسته شدن به اخلاق نیک و رعایت آداب و احترام در رفتار و گفتار است که در فرهنگ فارسی به عنوان یک ویژگی ارزشمند انسانی شناخته میشود.
مترادفها
ادب کردن، تربیت
لغت نامه دهخدا
تأدب. [ ت َ ءَدْ دُ ] ( ع مص ) ادب کردن. ( تاج المصادربیهقی ). ادب آموختن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). ادب گرفتن. ( زوزنی ) ( ناظم الاطباء ). ادب یافتن. ( آنندراج ) ( فرهنگ نظام ): و چون ایام رضاع به آخررسید در مشقت تعلم و تأدب افتد. ( کلیله و دمنه ).
فرهنگ معین
( تأدب ) (تَ أَدُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) ۱ - فرهنگ آموختن. ۲ - باادب شدن.
فرهنگ عمید
۱. ادب آموختن، با ادب شدن.
۲. با ادب بودن، ادب داشتن.
فرهنگ فارسی
ادب آموختن، باادب شدن، باادب بودن
۱- ( مصدر ) فرهنگ آموختن فرهنگ پذیرفتن ادب آموختن. ۲- با ادب شدن. ۳- ( اسم ) فرهختگی. جمع: تادبات.
جمله سازی با تادب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و سـيـاق ايـن آيـه به آنچه ذكر شده اشاره دارد. و اگر جرم همسر او و سبب سوگند او راذكر نكرده براى اين است كه هم تادب و هم نامبرده را احترام كرده باشد.
💡 اشاره: عبادت كه نحوه اى تادب در پيشگاه خداست، براى آن است كه ياد حق دردل انسان زنده بماند و همچنين براى آن است كه انسان از امر و نهى الهى اعراض نكند وبه لهو اشتغال نورزد. اگر انسان عبادت نكند به تدريج قلب او بر اثر رسوباتگناه مانند سنگى سخت خواهد شد؛ چنانكه در سوره حديد آمده است:(فطال عليهم الامد فقست قلوبهم ). (967)