بیرون سرایی

مترادف‌ها

برون‌گرایی

لغت نامه دهخدا

بیرون سرایی. [ س َ ] ( ص نسبی ) منسوب به بیرون سرا. || مسکوکی که در خارج دارالضرب دولتی زده اند. رجوع به برون سرایی شود.

فرهنگ فارسی

منسوب به بیرون سرا ٠ یا مسکوکی که در خارج دارالضرب دولتی زده اند ٠

جمله سازی با بیرون سرایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آراسته بیرون سرایی دیدم در مدح خداوند سرا پیچیدم

💡 در جلسات رسمی و علمی، هرگونه بیرون سرایی از موضوع اصلی و صحبت درباره مسائل شخصی می‌تواند باعث از دست رفتن اعتبار سخنران و بحث شود.

💡 او همیشه سعی می‌کرد در رفتارهای اجتماعی خود از حد معمول فراتر نرود تا دچار بیرون سرایی نشود و مورد انتقاد یا تمسخر اطرافیان قرار نگیرد.

💡 در آن بحث‌های سیاسی تند، بسیاری از کارشناسان به دلیل بیرون سرایی و استفاده از کلمات تند، نتوانستند به یک توافق منطقی و سازنده برسند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران