لغت نامه دهخدا
بنگه تیر. [ ب ُ گ َ ه ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از برج جوزا. ( غیاث ) ( آنندراج ):
بنگه تیر از او شود روضه صفت بتازگی
خرگه ماه از او شود خلدوش از منوری.خاقانی.
بنگه تیر. [ ب ُ گ َ ه ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از برج جوزا. ( غیاث ) ( آنندراج ):
بنگه تیر از او شود روضه صفت بتازگی
خرگه ماه از او شود خلدوش از منوری.خاقانی.
کنایه از برج جوزا ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنگه تیر ازو شود روضه صفت به تازگی خرگه ماه ازو شود خلدوش از منوری